نامه سرگشاده آیت
الله بروجردی به رهبر حکومت ایران
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
با نام آفریدگار مهربان و نوازشگر و با سلام بر ملت
عزیز و نجیب و شریف و عرض ادب به آب و خاک مقدس و میهن مظلوم .
اینجانب، بندی زیر شکنجه که از خاندانی برجسته و تحت اشارات کتب رجالی و انساب می
باشم و بیش از سی سال از بهترین ایام عمرم را صرف اعتلای فکر توحیدی و فرهنگ معنوی
و رواج اخلاق الهی و ترویج ادبیات دینی نمودم، به جرم ناباوری مذهب دولتی و نرفتن
به بازار اسلام سیاسی و نپذیرفتن دین حکومتی دو سال و نیم است که در بندهای مختلف
اوین به انواع زجرهای روانی و فشارهای جسمانی و اخلال عصبی و اثقال عاطفی، مبتلا
هستم که در خلال این مدت، بارها با نامه به وسیله اشخاص مرتبط با شما، حقایق را
اظهار کردم که هر بار مزید بر اذیت عمّال عذاب گردید، اینک که به خاطر وفور دردهایم
در آستانه مرگ قرار گرفته ام می خواهم تا با نگارش سطوری، تاریخ معاصر جهان را به
اسراری چند مزین نمایم چراکه تقویم جاری کاملا این مدعی العموم آزادی اعتقادی و
استقلال فکری را می شناسد و کلامش را به عنوان اسناد انکارناپذیر ثبت می نماید.
امروز عامه مردم ایران، اسلام سیاسی را آزموده اند و بیلان کار آن را در عمر انقلاب
فعلی مشاهده کرده اند وعده های مهم و مؤثر در برانگیختن جامعه را سی سال قبل، از
بنیانگذار حکومت فعلی شنیدند و محصول آن پیش بینی های بزرگ را با تمام وجود یافتند،
الان این رعیت ایرانی خواستار رفع سانسور عقیدتی و دفع تفتیش مذهبی و برطرف شدن
فشار و محدودیت در انتخاب راه زندگی است.
اکثریت ملت می گویند اگر با رای عامه اهالی کشور، تغییر نظام شاهنشاهی صورت گرفت هم
اکنون نیز همان اکثریت قاطع، خواهان برچیده شدن خفقان و زور و استبداد و سرکوب است،
اگر میزان هیأت حاکمه فعلی آرای مردم می باشد، باید رفراندوم در فضای آزاد و غیر
مرعوب و بدون گزینه های حکومتی باشد و چون مسئولین امور بنا به اسناد و مدارک موجود
مجرم هستند و به کرّات به ایران و اسلام و ملت خیانت کرده اند و آثار آن در کشتارها
و ویرانی ها و زندان ها و گورستان ها و تبعیدها مشخص و معلوم می باشد، لهذا باید
رأی گیری زیر نظر مستقیم دیده بانها و ناظرین سازمان ملل متحّد انجام پذیرد . وقتی
که صندوق رأی از فیلتر شورای نگهبان که نگهبان تاج و تخت ولایت فقیه است و وزارت
کشور که تسبیح دست روحانیون درباری است، می گذرد چگونه ایده و آرزوی هفتاد میلیون
نفوس ایرانی تحقق می یابد؟ آنگاه که کروبی که از عوامل پنهانی دستگاه حکومتی است،
اقرار می کند که با چند ساعت خفتن او، دگرگونی اساسی در نتایج آرا ایجاد می شود، چه
طور می شود رأی گیری ها را مردمی و سالم و دست نخورده تلقی کرد؟ صاحب این حکومت سی
سال قبل گفت که اگر مشروعیت محمد رضا شاه به رأی مجلس مؤسسان به پدرش رضاخان بوده،
به پسرش چه مربوط است و آن موقع مردم آن طور می خواستند و حالا نمی خواهند، من هم
همان منطق ایشان را تکرار می کنم که اگر سی سال قبل ملت ایران با وجود فریب بزرگی
که خورد و خیال نمود که زیربنای این رژیم، استقلال و آزادی و جمهوریت و خداجویی است
که به تدریج خلاف بین و عینی و عملی و علنی آن رویت شد، میل به چنین سیستم سیاسی
پیدا کردند، اکنون هیچ گونه تمایلی به ادامه آن ندارند و پشتوانه این حرف من یک
راهپیمایی مسالمت آمیز سراسری است؛ چنانچه بیش از راهپیمایی بیست و دوم بهمن شما،
جمعیت به خیابانها بیاید، باید تسلیم خواست ملت شوید و لااقل به حریت جامعه و آزادی
اندیشه و استقلال دیدگاه ها و رهاسازی آئین پرستش از قیود و مداخله ها تن دهید.
چگونه چکهای عجیب و غریب آقایتان در بهشت زهرا را تاریخ گویا و پویا و جویای ایران
زمین، فراموش کند که مدینه فاضله ای را نشان داد و بهشت زیبائی را ترسیم نمود که
نتیجه اش فقر و فلاکت و درد و رنج و بیماری و ذلت و فروپاشی خانواده ها و رواج
اعتیاد و ورشکستگی اقتصادی و بی اعتباری دینی بود. امروز پروردگار رعیت پرور و مردم
نواز در جایگاه اتهام قرار گرفته است، زیرا که هر جنایتی را به اسم دیانت می کنند.
پدرم که از اکابر علمای پایتخت بود، به جرم عدم پذیرش تز مصیبت بار دیانت ما همان
سیاست ماست، ناجوانمردانه کشته شد و قبرش را ویران کردند و مادرم را که عروس یک
مرجع و همسر یک مجتهد و مادر سادات بود، با زجر تمام به قتل رساندند و نوه شش ماهه
مرا در بند امنیتی دویست ونه می آزردند تا من به همکاری با جرج بوش اعتراف نمایم!!
گناه نابخشودنی این روحانی آزادیخواه و مخالف مذهب دولتی، مردمی بودن او بود و بس.
قبل از حمله به منزلم در آخرین جلسه دعا و توسلم که سراسر بود ازعشق به یزدان پاک و
تطهیردر کوثر ماورایی، با دست خالی و بدون حمایت جراید و در بایکوت کامل و جامع
رسانه های جمعی در بزرگترین استادیوم سرپوشیده کشور دهها هزار نفر را گرد آوردم تا
آرامشی به دلهای گرفتاران باشد و عقده گشایی از قلبهای رنجور و این پایگاه بی نظیر
اجتماعی و قدرت مانور اعتباری موجب خشم وزارت اطلاعات گردید و با همدستی بیدادگاه
ویژه اش در یک حمله سراسری با قشون تا دندان مسلح به خانه مسکونی من، یورشی
ناعادلانه بر پیر و جوان و زن و مرد و بزرگ و کوچک حاضر در کوچه و اطراف منزلم
نمودند که صدها زخمی به دنبال داشت و فیلم هایش در آرشیو مجامع حقوقی و مراکز بشر
دوستانه جهان موجود است و در این لشکرکشی که برای سرکوب مردمی که خواهان گرایش های
مذهبی بدون دخالت حکومت بودند از گازهای میکروبی و شیمیایی استفاده کردند و بسیاری
را مبتلا به سرطان های مغزی و ریوی و کبدی و سینه و معده نمودند که در هر ماه شاهد
مرگ اسفناک تعدادی از حاضرین آن فاجعه می باشیم . فعلا در زندان اوین به نام شما و
به خاطر بقای ولایت مطلقه فقیه انواع صدمات بر من و سیاسیون و مذهبیون ناوابسته به
حکومت عملی می گردد که از این گرفتار زنجیر دیکتاتوری، اسکلتی باقی مانده است .
روزی که بعد از سی سال زندانی لبنانی را از زندانهای اسرائیل آزاد می کردند، در
تلویزیون دولتی موجود در زندان دیدیم که چگونه با توانمندی و حال و روز نیکو و
عافیت جسم و امنیت روح رها شد، ولی عکسهای قبل از زندان مرا ببینید و کالبدی که در
این دو سال و نیم از زندانتان باقیمانده را مشاهده و مقایسه نمائید!
اینک از شما که در رأس این حکومت هستید می پرسم آیا سی سال قبل ملت ایران بی دین
بودند و بانی این نظام آنها را مؤمن کرد؟ آیا مردم این مملکت فقیر بودند و انقلاب
کنونی آنها را ثروتمند کرد؟ آیا بگیر و ببندهای امروز شما به اندازه سی سال قبل
است؟ آیا تعداد زندانها با دیروز ایران یکسان است؟
آقایتان در بدو ورود به گورستان پایتخت در برابر خبرنگاران جهان گفت شاه شهرها را
خراب کرد و گورستانها را آباد نمود، آیا محصول سی ساله شما غیر از این است؟ آیا قتل
عام عمومی در شروع این حکومت و در هشت سال جنگ در مرزها و داخل شهرها و محو احزاب و
انهدام رقبا و امحای معترضین، آماری برابر با قتل های دوهزاروپانصد سال شاهنشاهی را
حکایت نمی کنند؟ شما به این مردم چه داده اید که به آن افتخار می کنید؟ سوغات
انقلاب، بی انگیزگی جوانان است و بیکاری و قطع آب و برق و گاز و گرانی کمرشکن و
تاراج منابع طبیعی و هرج و مرج اعتقادی و حراج میراث ملی و بسیاری ارقام که موجود
است.
با تکریم مجدد به آزادیخواهان
سید حسین کاظمینی بروجردی