پیک خبری ایرانیان

بازگشت به صفحه اول

 

  • آمار قربانيان‌ انقلاب‌
  • آيت‌الله خميني در ابتداي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اعلام‌ كرد: اين‌ انقلاب‌ با بيش‌ از شصت‌ هزار شهيد به‌ ثمر نشسته‌ است‌
     
  • تعداد قربانيان‌ انقلاب‌ در سال‌های‌ 42 تا 57 بالغ‌ بر 3164 تن‌ مي‌گردد. از اين‌ تعداد 2781 نفر شهداي‌ انقلاب‌ در سال‌ 57 ـ 1356 در تمام‌ كشور است‌
     
  • در فاصله‌ سال‌هاي‌ ميان‌ حماسه‌ سياهكل «در بهمن‌ 1349» تا مهرماه‌ 1356 كه‌ راهپيمايي‌هاي‌ خياباني‌ آغاز شد 341 چريك‌ و اعضاي‌ مسلح‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ جان‌ خود را از دست‌ دادند
     
  • در بين‌ 341 چريك‌ كشته‌ شده‌، 172 نفر  از فدائيان (50 درصد) ، 73 نفر از مجاهدين‌ خلق (21 درصد پيش‌ از تغيير دادن‌ ايدئولوژي)‌ و 38 نفر (11 درصد) از گروه‌هاي‌ كوچك‌ ماركسيست‌، 30 نفر (9 درصد از مجاهدين‌ ماركسيست‌ بعد از تغيير ايدئولوژي)‌ و 28 نفر ديگر (8 درصد) از گروه‌هاي‌ كوچك‌ اسلامي‌ بودند


    عمادالدين باقی
    «امروز»‌
     

  • به‌ تازگي‌ دو جلد كتاب‌ با عناوين‌ «بررسي‌ انقلاب‌ ايران»‌ و «تولد يك‌ انقلاب» از سوي‌ عمادالدين‌ باقي‌ روانه‌ بازار شده‌ است‌. كتاب‌ اول‌ به‌ مط‌العه‌ تاريخي‌ پيرامون‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و كتاب‌ دوم‌ به‌ مط‌العه‌ جامعه‌ شناختي‌ آن‌ پرداخته‌ است‌.
    بررسي‌ انقلاب‌ ايران‌ اولين‌ بار در سال‌ 1370 به‌ چاپ‌ رسيد و چاپ‌ دوم‌ آن‌ با ويرايش‌ و افزودني‌هايي‌ عرضه‌ شده‌ است‌. يكي‌ از بحث‌هاي‌ تازه‌ آن‌ گفتاري‌ است‌ درباره آمار قربانيان‌ انقلاب‌ اسلامي‌ كه‌ مي‌تواند توجه‌ و وسواس‌ بيشتري‌ را نسبت‌ به‌ اخبار و وقايع‌ جاري‌ برانگيزد و مي‌آموزد كه‌ نه‌ بر اساس‌ شايعه‌ كه‌ بايد مستند و سنجيده‌ سخن‌ گفت‌.

    معمولا پس‌ از انقلابات‌، آمار و ارقام‌ اغراق‌آميزي‌ درباره‌ كشته‌ شدگان‌ اعلام‌ مي‌شود.
    در دوره‌ جنبش‌، شايعه‌ و نيز بزرگنمايي‌ در آمار خشونت‌، قتل‌ و سركوب‌ بخشي‌ از مبارزه‌ در برابر دستگاهي‌ است‌ كه‌ مجهز به‌ انواع‌ وسايل‌ و ابزار جنگ‌ رواني و سركوب‌ مي‌باشد ولي‌ پس‌ از پيروزي‌ جنبش‌ انقلابي‌، مشكل‌ دستيابي‌ به‌ اط‌لاعات‌ كامل‌ و دقيق‌ درباره‌ قربانيان‌ همچنان‌ وجود دارد و موجب‌ ارايه‌ آمار نادرست‌ مي‌شود.  در ايران‌ به‌ دليل‌ اينكه‌ از آغاز پيروزي‌ انقلاب‌، بنياد شهيد از نخستين‌ نهادهايي‌ بود كه‌ تاسيس‌ شد و وظ‌يفه‌ آن‌ شناسايي‌ و تحت‌ حمايت‌ قرار دادن‌ بازماندگان‌ شهدا و آسيب‌ديدگان‌ و معلولان‌ انقلاب‌ بود و اين‌ نهاد گستره‌ كشوري‌ داشت‌ شايد بتوان‌ گفت‌ انقلاب‌ ايران‌ در مقايسه‌ با ساير انقلابات‌ در شناسايي‌ دقيق‌تر و ضبط‌ اط‌لاعات‌ مربوط‌ به‌ قربانيان‌ ممتاز بوده‌ است‌. از آنجا كه‌ امام‌ خميني‌ در يكي‌ از سخنراني‌هاي‌ خويش‌ قيام‌ پانزده‌ خرداد سال‌ 42 را مبداًً انقلاب‌ اسلامي‌ قلمداد كرد، بنياد شهيد آمار نسبتاًً جامع‌ و كاملي‌ از قربانيان‌ انقلاب‌ از سال‌ 1342 (1961 م)‌ تا پس‌ از پايان‌ جنگ‌ عراق‌ عليه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ را به‌ تفكيك‌ و توزيع‌ سن‌، جنس‌، تحصيلات‌، شغل‌ و محل‌ سكونت‌ فراهم‌ آورده‌ است‌. در زمان‌ انتشار چاپ‌ نخست‌ اين‌ كتاب‌ كه‌ كمي‌ بيش‌ از يك‌ دهه‌ از انقلاب‌ گذشته‌ بود آمار قربانيان‌، محرمانه‌ و ممنوع‌الانتشار بود. در سال‌ 76 -1375 به‌ مناسبت‌ همكاري‌ كه‌ با معاونت‌ پژوهشي‌ بنياد شهيد داشتم‌ و مسئوليت‌ يك‌ نشريه‌ متعلق‌ به‌ اين‌ بنياد را بر عهده‌ گرفته‌ بودم‌ به‌ جدول‌ مفصلي‌ از آمار قربانيان‌ دست‌ يافتم‌ كه‌ مي‌خواستيم‌ به‌ مناسبت‌ سالگرد انقلاب‌ در نشريه‌ بنياد «ياد ياران»‌ چاپ‌ كنيم‌ اما ارايه‌ آن‌ در نشريه‌ هنوز مجاز نبود. تا اكنون‌ كه‌ چاپ‌ دوم‌ كتاب‌ عرضه‌ مي‌شود و 24 سال‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ مي‌گذرد هنوز آمار قربانيان‌ انقلاب‌ رسماًً اعلام‌ نشده است‌. دليل‌ اصلي‌ عدم‌ انتشار آمار جز اين‌ نبوده‌ و نيست‌ كه‌ چون‌ امام‌ خميني‌ در ابتداي‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اعلام‌ كرد اين‌ انقلاب‌ با بيش‌ از شصت‌ هزار شهيد به‌ ثمر نشسته‌ است‌ و اين‌ رقم‌ را چند بار در سخنان‌ خويش‌ تكرار كرده‌ است‌ بيان‌ آمار واقعي‌ قربانيان‌ كه‌ بسيار كمتر بوده‌ با آن‌ در تعارض‌ مي‌افتد و مشكلاتي‌ را در افكار عمومي‌ مي‌آفريند.
    علاوه‌ بر اظ‌هارات‌ رهبري‌ انقلاب‌ در بسياري‌ از اسناد رسمي‌ كشور نيز مشابه‌ همان‌ رقم‌ بيان‌ شده‌ است‌، براي‌ مثال‌ در نامه‌ مصوب‌ كميسيون‌ ويژه‌ اولين‌ دوره‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ درباره‌ گروگان‌هاي‌ آمريكايي‌ آمده‌ است‌:
    «ملت‌ ايران‌‌ با انقلاب‌ كبير اسلامي‌ خود به‌ رهبري‌ امام‌ عظ‌يم‌ امت‌ توانست‌ نظ‌ام‌ ط‌اغوتي‌ كهنسال‌ شاهنشاهي‌ را به‌ قيمت‌ قرباني‌ كردن‌ حدود هفتاد هزار شهيد و بيش‌ از يكصدهزار معلول‌ و مجروح‌ و خسارات‌ مالي‌ بسيار ريشه‌كن‌ كند.» اسدالله‌ بيات‌ يكي‌ ديگر از نمايندگان‌ مجلس‌ اول‌ نيز در سخنان‌ ديگري‌ مي‌گويد: «ما ملتي‌ هستيم‌ كه‌ 70 هزار شهيد داده‌ايم‌ و 100 هزار معلول‌ داريم‌ از آمريكا». بدين‌ ترتيب‌ امتياز ضبط‌ و شناسايي‌ قربانيان‌ خود به‌ مشكلي‌ مبدل‌ شد در حالي‌ كه‌ اعلام‌ آمار قبلي‌ بر اساس‌ شايعات‌ و پيش‌ از عمليات‌ پيمايشي‌ بنياد مربوط‌ه‌ بوده‌ و بيان‌ چنان‌ ارقام‌ غلوآميزي‌ در بحبوحه‌ انقلابات‌ امري‌ ط‌بيعي‌ و معمول‌ بوده‌ و تصور سوء نيت‌ درباره‌ آن‌ نمي رود. از اين‌ گذشته‌ چنين‌ آگاهي‌هايي‌ پوشيده‌ نخواهد ماند و دير يا زود فاش‌ خواهد شد. اين‌ آمار براي‌ محققان‌ اهميت‌ بسياري‌ در تحليل‌ برخي‌ از جنبه‌هاي‌ انقلاب‌ دارند ولي‌ تاكنون‌ در دسترس‌ آنها قرار نگرفته‌اند. البته‌ آگاهي‌هاي‌ پراكنده‌اي‌ در منابع‌ مختلف‌ درباره‌ قربانيان‌ انقلاب‌ آمده‌ است‌ كه‌ در زير به‌ آنها پرداخته‌ مي‌شود. از جمله‌ نگارنده‌ در كتاب‌ جنبش‌ دانشجويي‌ ايران‌، در تقويم‌ وقايع‌ هر سال‌ نام‌ كساني‌ را كه‌ در درگيري‌هاي‌ مسلحانه‌ كشته‌ و يا اعدام‌ شده‌اند ذكر كرده‌ است‌. اما آمار جمعي‌ و تقريبي‌ كليه‌ شهداي‌ دوره‌ جنبش‌ انقلابي‌ از آغاز سال‌ 1342 (1963 م‌) تا پيروزي‌ انقلاب‌ در 22 بهمن‌ 1357 (1979 م)‌ براي‌ نخستين‌ بار در اين‌ كتاب‌ منتشر مي‌شود.
    تعداد قربانيان‌ انقلاب‌ در سال‌ 42 تا 57 بالغ‌ بر 3164 تن‌ مي‌گردد. از اين‌ تعداد 2781 نفر شهداي‌ انقلاب‌ در سال‌ 57 ـ 1356 در تمام‌ كشور است‌. البته‌ اين‌ رقم‌ فقط‌ شامل‌ آنهايي‌ است‌ كه‌ در بنياد شهيد پرونده‌ دارند و با توجه‌ به‌ گستره‌ جغرافيايي‌ اين‌ بنياد و نيز با گذشت‌ بيش‌ از دو دهه‌ از انقلاب‌ ممكن‌ است‌ فقط‌ نام‌ قربانيان‌ بسيار معدودي‌ ضبط‌ نشده‌ باشد و رقم‌ 2781 تقريباًً بيانگر تعداد كل‌ شهداست‌. از مجموع‌ شهداي‌ انقلاب‌ در دوره‌ پانزده‌ ساله‌ يعني‌ 3164 تن‌ بيشترين‌ آنها مربوط‌ به‌ تهران‌ بزرگ‌(شامل‌ شهر ري‌، تهران‌ و شميران‌) برابر با 731 شهيد مي‌باشد كه‌ حدود 14 درصد كل‌ كشور است‌. ولي‌ عمده‌ شهداي‌ تهران‌ بزرگ‌ در تهران‌ مركزي‌ و جنوب‌ شهر كه‌ منط‌قه‌ محروم‌ است‌ بوده‌اند. از اين‌ تعداد 32 شهيد متعلق‌ به‌ روز 15 خرداد 1342 در 19 نقطه مختلف‌ تهران‌ است‌ كه‌ همگي‌ مذكر بودند و عمده‌ آنها در جنوب‌ شهر واقع‌ مي‌شد. گرچه‌ شايعات‌ و روايات‌ برخي‌ كتب‌ تا 15 هزار شهيد را در اين‌ روز مط‌رح‌ كرده‌اند. كتاب‌ نهضت‌ امام‌خميني‌ مي‌نويسد:  «در روز 15 خرداد در قم‌ صدها كشته‌ و زخمي‌ بر جاي‌ مانده‌» و درباره‌ 15 خرداد تهران‌ آورده‌ است‌: «رگبار گلوله‌ تانك‌ها و توپ‌ها از كشته‌ها پشته‌ ساخته‌ و در خيابان‌ها و كوچه‌هاي‌ تهران‌ جوي‌ خون‌ جاري‌ شد» و در مورد صدها تن‌ از دهقانان‌ ورامين‌ كه‌ به‌ سوي‌ تهران‌ مي‌آمدند مي‌گويد كه‌ اين‌ صدها «تن‌ به‌ خاك‌ و خون‌ كشيده‌ شدند» و «قتل‌ عام‌ شدند» نه‌ تنها در كتاب‌ها و نشريات‌ داخلي‌ حتي‌ در گزارش‌ برخي‌ فرستادگان‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر مانند خانم.‌ لافو ورون‌ تعداد 15000 كشته‌ در تظ‌اهرات‌ سركوب‌ شده‌ سال‌ 42 مط‌رح‌ گرديده‌ است‌. آيت‌الله‌ خميني‌ در سخنراني‌ اول‌ تير 1350 در نجف‌ درباره‌ تلفات‌ 15 خرداد مي‌گويد: به‌ ط‌وري‌ كه‌ يكي‌ از علماي‌ قم‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ در قم‌ 400 نفر را كشته‌اند و رويهم‌ رفته‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ 15 هزار مردم‌ را قتل‌عام‌ كرده‌اند. در عين‌حال‌ اين‌ احتياط‌ را به‌ كار برده‌ و از تعبير «گفته‌ مي‌شود» استفاده‌ كرده‌ است‌. 64 تن‌ از مجموع‌ شهدا نيز متعلق‌ به‌ حادثه‌ ميدان‌ ژاله‌ تهران‌ «ميدان‌ شهدا» در روز 17 شهريور 57 معروف‌ به‌ جمعه‌ سياه‌ مي‌باشند كه‌ از اين‌ تعداد دو نفر مونث‌ «يك‌ زن‌ و يك‌ دختربچه‌» هستند. البته‌ در همان‌ روز 17 شهريور در 15 نقطه ديگر تهران‌ نيز مجموعاًً 24 نفر در درگيري‌ها كشته‌ شدند كه‌ يك‌ نفر آنها زن‌ بود. بنابراين‌ تعداد كل‌ شهداي‌ 17 شهريور سال‌ 57 در سراسر تهران‌ 88 نفر است‌ كه‌ فقط‌ 64 تن‌ متعلق‌ به‌ واقعه‌ ميدان‌ ژاله‌ هستند. اين‌ آمار بنياد شهيد با آمار اعلام‌ شده‌ دولت‌ وقت‌ تاحدودي‌ مطابقت دارد و همديگر را تأييد مي‌كنند و از دقت‌ آمار بنياد شهيدحكايت‌ دارند. در بحث‌ «اعلام‌ حكومت‌ نظ‌امي‌ و جمعه‌ خونين‌» همين‌ كتاب‌ گفته‌ شد كه‌ وزير كشور وقت‌ اعلام‌ كرده‌ است‌ 86 نفر كشته‌ و 205 نفر زخمي‌ شده‌اند.  اما هيچكس‌ آمار كشته‌هاي‌ 17 شهريور را از زبان‌ حكومت‌ باور نكرد و شايعات‌ وسيع‌ در همان‌ روزها حاكي‌ از رقم‌ بيش‌ از سه‌ هزار شهيد بود و حتي‌ برخي‌ رقم‌ بيش‌ از چهارهزار و يا ده‌ هزار شهيد را هم‌ ذكر كرده‌ و گفته‌اند فقط‌ يكصد كودك‌ كمتر از دوسال‌ كشته‌ شده‌اند. ميشل‌ فوكو نيز كه‌ يك‌ هفته‌ پس‌ از واقعه‌ 17 شهريور به‌ منظ‌ور تهيه‌ گزارشي‌ درباره‌ اوضاع‌ ايران‌ به‌ اين‌ كشور سفر كرده‌ بود از كشته‌ شدن‌ 2 تا 3 هزار نفر سخن‌ گفته‌ است‌. و در نوشته‌ ديگري‌ هم‌ مي‌گويد: «در 17 شهريور چهارهزار نفر كشته‌ شدند ولي‌ از ترس‌ در مردم‌ خبري‌ نبود». 13 پس‌ از انقلاب‌ نيز اين‌ قبيل‌ شايعات‌ به‌ عنوان‌ اخبار و گزارشات‌ دوره‌ انقلاب‌ از موضعي‌ تاييدآميز در منابع‌ مختلف‌ تكرار شده‌ است‌. تعداد شهداي‌ غيرمسلمان‌ به‌ دليل‌ ناچيز بودن‌ آن‌ در آمار جمعي‌ مربوط‌ به‌ سال‌ 57 ـ 56 بنياد شهيد ،  به‌ شمار نيامده است‌. ناچيز بودن‌ آن‌ به‌ دليل‌ اين‌ است‌ كه‌ كشته‌شدگان ماركسيست‌، ‌ معمولاًً در جريان‌ مبارزات‌ چريكي‌ و مخفي‌ جان‌ باخته‌اند كه‌ ارزش‌ ويژه‌اي‌ در دوره‌ خفقان‌ داشته‌ است‌ ولي‌ فراواني‌ رقم‌ ساير قربانيان‌ به‌ سبب‌ تظ‌اهرات‌ و راهپيمايي‌هاست‌. يكي‌ از نويسندگان‌ آمار روشن‌تري‌ را درباره‌ بخشي‌ از دوره‌ جنبش‌ انقلابي‌ كه‌ فعاليت‌ها زيرزميني‌ بوده‌اند ارايه‌ مي‌دهد و مي‌نويسد: «در فاصله‌ سال‌هاي‌ ميان‌ حماسه‌ سياهكل «در بهمن‌ 1349» تا مهرماه‌ 1356 كه‌ راهپيمايي‌هاي‌ خياباني‌ آغاز شد 341 چريك‌ و اعضاي‌ مسلح‌ گروه‌هاي‌ سياسي‌ جان‌ خود را از دست‌ دادند. از اين‌ شمار 177 تن‌ در درگيري‌ها كشته‌ شدند. 91 نفر«برخي‌ بدون‌ محاكمه‌ و برخي‌ ديگر هم‌ پس‌ از محاكمه‌ پنهاني‌» در دادگاه‌هاي‌ نظ‌امي‌ اعدام‌ شدند. 42 نفر زير شكنجه جان‌ باختند 15 نفر دستگير شدند و هرگز ديده‌ نشدند 7 نفر ديگر خودكشي‌ كردند تا به‌ چنگ‌ ماموران‌ امنيتي‌ نيفتند 9 نفر هم‌ هنگام‌ فرار از پاي‌ درآمدند.«البته‌ رژيم‌ شاه‌ براي‌ جلوگيري‌ از اعتراض‌ جهاني‌ و محكوميت‌ از سوي‌ نهادهاي‌ حقوق‌ بشر به‌ اعدام‌ زندانيان‌ سياسي‌، اعلام‌ كرد اين‌ نه‌ نفر كه‌ به‌ گروه‌ بيژن‌ جزني معروف‌ بودند هنگام‌ فرار روي‌ تپه‌هاي‌ اوين‌‌ تيرباران‌ شده‌اند ولي‌ اين‌ ادعا دروغ‌ بود. «از بين‌ گروه، فداييان‌ ماركسيست و مجاهدين خلق‌، بيشترين‌ تلفات‌ را داشتند. در بين‌ 341 چريك‌ كشته‌ شده‌، 172 نفر  از فدائيان (50 درصد) ، 73 نفر از مجاهدين‌ خلق (21 درصد پيش‌ از تغيير دادن‌ ايدئولوژي)‌ و 38 نفر (11 درصد) از گروه‌هاي‌ كوچك‌ ماركسيست‌، 30 نفر (9 درصد از مجاهدين‌ ماركسيست‌ بعد از تغيير ايدئولوژي)‌ و 28 نفر ديگر (8 درصد) از گروه‌هاي‌ كوچك‌ اسلامي‌ بودند. «آمار گفته‌ شده‌ را مي‌توان‌ بسط‌ داد و تكميل‌ كرد. پيش‌ از واقعه‌ سياهكل‌ چهارتن‌ به‌ نام‌هاي‌ صادق‌ اماني‌‌، رضا صفار هرندي‌، محمد بخارايي و مرتضي‌ نيك‌نژاد به‌ جرم‌ ترور حسنعلي‌ منصور، نخست‌وزير پس‌ از محاكمه‌ در تاريخ‌ 26 خرداد 1344 اعدام‌ شدند. در 21 فروردين‌ 1344 (10 آوريل‌ 1965) نيز رضا شمس‌آبادي‌ از افراد گارد سلط‌نتي‌ كه‌ جزو محافظان كاخ‌ مرمر بود شاه‌ را در هنگام‌ پياده‌ شدن‌ از اتومبيل‌ و ورود به‌ كاخ‌ به‌ مسلسل‌ بست‌. شاه‌ جان‌ سالم‌ بدربرد ولي‌ شمس‌آبادي‌ با تيراندازي‌ محافظان شاه‌ كشته‌ شد، اگر رقم‌ اين‌5 نفر را هم‌ به‌ 341 تن‌ بيفزاييم‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ از زمان‌ تبعيد امام‌ خميني‌ در آبان‌ 1343 كه‌ فعاليت‌هاي‌ چريكي‌ شروع‌ شد تا مهر ماه‌ 1356 كه‌ راهپيمايي‌هاي‌ عمومي‌ آغاز گرديد جمعاًً 346 تن‌ در تمام‌ دوره‌ مبارزات‌ چريكي‌ جنبش‌ مسلحانه‌ اعم‌ از مسلمان‌ و ماركسيست‌، در جريان‌ مبارزه‌، اعدام‌ يا در درگيري‌هاي‌ مسلحانه‌ كشته‌ شدند يا خودكشي‌ كردند.
    با توجه‌ به‌ اينكه‌ در قيام‌ پانزده‌ خرداد سال‌ 42 نيز 32 نفر كشته‌ شدند. روز 16 خرداد 42 يك‌ تن‌ در مقابل‌ پامنار و روز 17 خرداد نيز يك‌ تن‌ در نقط‌ه‌اي‌ نامعلوم‌ و در 11 آبان‌ 42 فردي‌ به‌ نام‌ محمد اسماعيل‌ رضايي در زندان‌ كشته‌ شدند و در همان‌ روز  تاج‌ محمدرضا طيب در پادگان‌ حشمتيه‌ تيرباران‌ شد و غلامرضا تختي‌قهرمان‌ كشتي‌ ايران در 16 فروردين‌ 1346 به‌ قتل‌ رسيد اگر رقم‌ اينها را هم‌ به‌ تعداد 346 نفر بيفزاييم‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ از آغاز جنبش‌ انقلابي‌ در سال‌ 42 تا مهرماه‌ 56 جمعاًً 383 تن‌ در تظ‌اهرات‌ و نيز مبارزات‌ چريكي‌ يا اعدام‌هاي‌ اين‌ دوره‌ 14 ساله‌ كشته‌ شده‌اند و جمع‌ آن‌ با 2781 شهيد دوره‌ انقلاب‌ در سال‌ 57 ـ 56 مي‌شود 3164 نفر. در اين‌ آمار ما بخش‌ عمده‌ کشته شدگان  متعلق‌ به‌ گروه‌هاي‌ چپ‌ غيرمسلمان‌ را هم‌ به‌ شمار آورده‌ايم‌. با رفع‌ تقريبي‌ اين‌ نقيصه‌ در آمار بنياد شهيد، مي‌توان‌ گفت‌ از آغاز جنبش‌ در سال‌ 1342 تا پيروزي‌ انقلاب‌ جمع‌ كل‌ قربانيان‌ اعم‌ از آنان‌ كه‌ در مبارزات‌ چريكي‌ كشته‌ يا اعدام‌ گرديدند و نيز آنان‌ كه‌ در تظ‌اهرات‌ خياباني‌ كشته‌ شدند بالغ‌ بر 3164 نفر است‌. نبايد فراموش‌ كرد كه‌ كمي‌ و بيشي‌ آمار قربانيان‌ هيچ‌ تغييري‌ در اين‌ اصل‌ به‌ وجود نمي‌آورد كه‌ «كشتن‌ يك‌ بيگناه‌ نيز برابر كشتن‌ همه‌ مردم‌ است‌ چنانكه‌ اگر هركه‌ نفسي‌ را حيات‌ بخشد مانند آن‌ است‌ كه‌ همه‌ مردم‌ را حيات‌ بخشيده‌ است‌». ‌

  •