پیک خبری ایرانیان

بازگشت به صفحه اول

 

  •  

     
  • فقر حافظه جمعی تاريخی ايرانيان در انقلاب بهمن 1357، (1)، حمید احمدی

     

    می خواهم، ابعاد فقر حافظه جمعی تاريخی مردم ايران را در آستانه انقلاب نشان بدهم و گوشه ای از دستمايه و دگرگونی دوره جديد فرهنگی- تاريخی روشنفکران ايرانی از جمله در حوزه خاطره گويي و پژوهش در اين عرصه را در معرض ديد و مقايسه قرار دهم

    يادمانده های شخصيت ها و چهره هايی که در عرصه سياست، فرهنگ، هنر و ادب جامعه شان فعال بوده و يا نقشی داشته اند، بخش مهمی از حافظه ملی يک ملت است. اين ميراث بيش از آنکه متعلق به آنان باشد، متعلق به حافظه جمعی تاريخی ملت هاست. حافظه جمعی موضوع بررسی در انسان شناسی و تاريخ است، پديده ای که ما ايرانيان در دوران انقلاب بهمن 1357 از اين حيث با فقر چشمگيری مواجه بوديم. در اين نوشتار، ابعاد آن را با اتکاء به داده های موجود نشان می دهم. پيش از ورود به اين عرصه، ضرور می بينم تا نيم نگاهی به پيشينه تاريخی اين مقوله داشته باشيم.
    مقوله ای به نام خاطره نگــاری به معنای امروزی آن يـعنی " اتوبيوگرافی" در دو قرن پيش از اروپا باليده و شکوفا شده است. در نخستين سالهای پس از انقلاب کبير فرانسه و در فاصله سالهای 1797 تا 1809 ميلادی در محافل ادبی - روشنفکری فرانسه واژه ای تحت عنوان "اتوبيوگرافی" رايج شد و در سالهای بعد در محافل روشنفکری انگلستان و آلمان و برخی کشورهای ديگر اروپايی ظهور پيدا کرد.
    در آن دوره از تحول فکری در مغرب زمين، مقوله خاطره نگاری به معنای امروزی حاصل آگاهی تازه ای بود و متأثر از تجارب نوينی بود و نشان از اهميت يافتن آزادی فردی و نمادی از قيام فرديت يعنی انديويدوآليسته (Individuality) به معنای منش فردی داشت. در واقع، انديويدوآليسته اعتقاد به خودآفرينی انسان که ُبن مايه فرهنگ نوين محسوب می شد و انسان متجدد را از انسان متقدم يا سنت گرا متمايز می کرد. اين فرهنگ نوين در پروسه سکولاريزاسيون جامعه اروپايی تبلور پيدا کرد. بنابراين، واژه " اتوبيوگرافی" صرفاً ابداع يک واژه جديد ادبی نبود بلکه بار فکری و فرهنگی نوين را بازتاب می داده است.
    پيش از ظهور مقوله ای به نام " اتوبيوگرافی"، خاطره نگاری تحت عناوين "اعترافات"، "پوزشنامه" و يا "توجيه نامه" که آن را معادل apology هم معنا کرده اند، می آمد.
    اين نوع حديث نفس - پوزشنامه - که در قرن 18 در اروپا رواج داشت، بيشتر برای توجيه و دفاع از اعمال و رفتاری نگاشته می شد که راوی در زندگی مرتکب شده بود يعنی به معنای اعتراف به گناهان و ضعف های بشری. اين گونه اعترافات مانند کتاب مشهور "اعترافات سن اگوستن" بيشتر جنبه روحانی و معنوی داشت و نوعی وظيفه دينی محسوب می شد.
    اما، خود زيست نگاری به معنا و مفهوم نوين- " اتوبيوگرافی" - بـه مثـابه بينش تازه سبب اهميت يافتن تجربه شخصی و درونی افراد از يکسو و نگرش تـاريـخی بــه زنــدگی انسان از سوی ديـگر شد. نضج تاريخنگاری علمی و همزمانی شکوفايی " اتوبيوگرافی" امری تصادفی نبوده است، زيرا تاريخنگاری جديد و هم "اتوبيوگرافی" مبتنی بر آگاهی تاريخی تازه ای بودند که رويدادهای تاريخی را با آگاهی از مسير حوادث و مشی وقايع تاريخی تبيين می کند.
    در اين دوران که در جامعه فرانسه، انگليسی و آلمان در حال تحول به " اتوبيوگرافی" شخصيت های نام آور تعلق خاطر پيدا شد، شاهد تدوين اتوبيوگرافی هايی هستيم که از سوی مورخين، فلاسفه و شاعران بزرگ در اين دوران نشر پيدا کرده است. تاريخ " اتوبيوگرافی"، تاريخ خودآگاهی انسان و در واقع نشان از قيام در ادبيات قرن نوزدهم بود. "اتوبيوگرافی" نيز به عنوان يکی از انواع پراهميت ادبيات ملل شناخته شد، همچون Vita Nuava اثر دانته و Vita اثر چلينی در ادبيات ايتاليا و History of Rebellion اثر لرد کلرندن در ادب انگلستان و کتاب "اعترافات" ژان ژاک روسو در ادب فرانسه و Dichtung und Wahrheit اثر گوته در ادب آلمان. (1)
    با رشد علوم انسانی در قرن نوزدهم، " اتوبيوگرافی" موضوع بررسی های علمی در روانشناسی و تاريخ قرار گرفت. از ديدگاه تاريخنگاری تجربی، " اتوبيوگرافی" به عنوان فشرده حالات و خصوصيات و طبايع افراد و اجتماعات و اعصار و اقوام مقامی بالاتر از اسناد و مدارک رسمی يافت.
    گردآوری خاطرات و بهره مندی از آنها در مطالعه و بررسی مسايلی در حوزه های ياد شده در قرن نوزدهم نقش مهمی در عالم انديشه و تاريخنگاری جديد در اروپا ايفاء کرده است. در ايام ظهور مقوله " اتوبيوگرافی"، هردر (Herder) متفکر و انديشمند آلمانی درباره اهميت گردآوری اين پديده می گويد: « گردآوری خاطرات در دوره های گوناگون و در جوامع مختلف خدمت بزرگی به تدوين تاريخ تحول جوامع است».
    از اواسط قرن بيستم با اختراع ضبط صوت و سپس پيدايش مقوله ای به نام " تاريخ شفاهی" يعنی ضبط خاطرات با روش مصاحبه (Oral History) و خلق مدل های تئوريک (Theoretical Models)، روش های مصاحبه (Interview Methods)، مدل های سئوالات (Models Questions) و همچنين روش شناسی های تحقيقی، خاطره گويی و گردآوری خاطره ها در قالب " تاريخ شفاهی" به عنوان يکی از منابع مهم تاريخنگاری و نيز يکی از انواع ارزشمند تاريخنگاری از نيمه دوم قرن بيستم به حساب می آيد.

    پيشينه خاطره نگاری در ايران
    وقتی دغدغه و دلمشغولی روشنفکران اروپايی سالهای قرن 19 مقولاتی چون فرديت، گردآوری خـاطرات و تـاريخنگـاری جـديد بود،
    حال ببنيم، ما ايرانيان در اوائل قرن 19 در کجای تاريخ تحول انديشگی قرار داشتيم؟
    شکست ايران در جنگ اول ايران روس، در فاصله سالهای 1815-1803 ، چرايی هايی را برای يافتن علل شکست در ذهن نخبگان روشن

    انديش زمان پيش آورد.
    در آن زمان، برای عباس ميرزا وليعهد، اين پرسش پيش آمده بود که چرا ايران در جنگ با روسها شکست خورده؟ علل آن چه بوده است و از چه راهی می توان اين شکست نظامی را جبران کرد. دغدغه اش را از پرسشی که او در صحبت با خود و با " پير آمده ژوبر" (مأمور ناپلئون، شواليه لژيون دونور و شرق شناس برجسته در دربارش در تبريز) به رايزنی می پرداخت، می پرسد: « اين چه قدرتی است که به اروپا چنين برتری چشم گيری بخشيده است؟ سبب پيشرفت شما و ضعف دائمی ما چيست؟ شما هنر فرمانروايی، هنر کشورگشايی، هنر فعليت بخشی به تمام توانايی های انسان را می دانيد، در حاليکه به نظر می رسد که ما محکوم به زندگی در جهل و بی خبری شرم آوری هستيم». (2)
    اعزام نخستين گروه محصلين به انگلستان در آستانه عهدنامه گلستان (گروه اول دو نفر در سال 1811 ميلادی و گروه دوم پنج نفر در سال 1815) يکی از گام هايی بود برای اشنايی اوليه با ترقی و قدرت نظامی در اروپا. اعزام محصل به اروپا و بعدها تأسيس دارالفنون در اواسط قرن 19، در حقيقت آغاز پيدايش دوره اول روشنفکری ايران معاصر و به عبارتی اين مقطع را می توان شروع تاريخ معاصر ايران دانست.
    از ميان گروه دوم محصلين، ميرزا مهندس کسی است که پس از مراجعت به ايران، کتاب " تاريخ تنزل و خرابی رم" تأليف گيبن را برای عباس ميرزا ترجمه می کند. بعداً، ترجمه کتابهای ديگر به زبان فارسی مانند تاريخ پطر کبير، اسکندر کبير، احوال ناپلئون و احوال شارل دوازدهم، ما را به اين قضاوت نزديک می کند که اين نشان از سمت و سوی اشتياقی است برای شناخت تاريخ سياسی و نظامی اروپا.
    در سال 1858، چهل و شش نفر از محصلين دارالفنون برای تحصيل به اروپا اعزام شدند. از دهه 1860 به بعد شاهد ترجمه کتابهايی درباره تاريخ ايران مانند " تاريخ ايران" تاليف سرجان ملکم (History of Persia, London, 1827) يا ترجمه کتاب " تاريخ مختصر ايران" تاليف مارخام هستيم. اين ترجمه ها از سوی برخی محصلينی ست که در آن سالها پس از تحصيل از اروپا به ايران برگشتند.
    از سال 1880 ميلادی با تأسيس وزارت انطباعات و دارالترجمه و قرار گرفتن محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در رأس اين وزارت خانه (او جزو يکی از محصلين اعزامی به فرانسه بود) رونقی در امر ترجمه نسبت به سالهای پيش ديده می شود. 21 جلد کتاب به شرح زير برای ناصرالدين شاه ترجمه شد و ترجمه اين کتابها توسط محمد حسن خان اعتمادالسلطنه برای ناصرالدين شاه خوانده می شود. عناوين اين کتابها عبارت بود از:
    تاريخ روس، تاريخ ناپلئون، تاريخ باير، تاريخ لويی چهاردهم، تاريخ مصور فرانسه، تاريخ گيوم، تاريخ فردريک، تاريخ کاترين، تاريخ نيکلا، تاريخ هانری چهاردهم، تاريخ نرون، تاريخ روس و فرانسه، فتوحات ناپلئون، تاريخ هردودت، تاريخ ارسطو، سفرنامه ايلچی اسپانيا، سفرنامه ملکه انگليس، سفرنامه ژنرال گاردان، سفرنامه شخصی فرانسوی به چين و نجوم در سير کواکب.
    قصدم از ذکر اين کتابها و ترجمه آنها در آن دوران، می خواهـم از
    عناوين آنها، اين نکته را نشان بدهم و آن اينکه، وجه غالبِ رهيافت و توجه در آن زمان به مسايل قدرت سياسی و نظامی اروپاييان بود که کماکان از چند دهه پيش آغاز شده بود.
    در حقيقت در حوزه مسايل فرهنگی و انديشه غرب، هيچ کتابی در اين فهرست از ترجمه هايی که نام بردم، از آثار انديشمندان عصر روشنگری اروپا به چشم نمی خورد که ترجمه شده با شد.
    در دو دهه آخر قرن نوزدهم، انگشت شمار روشنفکران ايرانی بيرون از حکومت مانند ميرزا آقاخان کرمانی، ميرزا عبدالرحيم طالبوف و ميرزا فتحعلی آخوندزاده که در خارج کشور بودند به انديشه و دانش اجتماعی و سياسی برخی انديشمندان عصر روشنگری سده هيجده و نوزده اروپا اشتياق نشان دادند و در حد آگاهی خود، تلاش درخوری هم در زمان و مکان خود برای بازتاب آن به درون جامعه انجام دادند. برخی کسان معتقدند، انديشه آنان در جنبش مشروطه به سهم خود نقش مؤثری ايفا کرد.
    ترجمه اين کتابها، بيشتر از سوی روشنفکران در حکومت در دهه های آخر قرن نوزدهم و به همراه ديگر تلاشهای روشنفکران بيرون از حکومت و تلاشهای قلمی آنان چه در حوزه تأليف و چه ترجمه در آن دوره نياز به کنکاش ديگری دارد. به هر حال، اين امر خود موجب پيدايش دريچه جديدی شد در دوران قرون وسطای ايران. مجموعه کتابهايی که در طول قرن نوزدهم در ايران چاپ شده بالغ بر 171 عنوان تأليف و ترجمه بوده است.
    به هر حال، در سايه رحمت پيدايش همان روزنه کوچک و اغلب ترجمه کتابها در آن زمان و نيز آشنايی برخی اندک شمار ايرانيان به زبانهای اروپايی موجب گرديد، نسل اول روشنفکران ايرانی با مقوله خاطره نگاری به معنای امروزی و يا قصه نويسی مدرن آشنا شوند.
    خاطره نگاری در ايران به معنای امروزی در دو دهه آخر قرن 19 شروع می شود. محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزير انطباعات ناصرالدين شاه نخستين کسی است که روزنامه خاطرات (Diary) می نويسد. او به مدت 21 سال از سال 1875 تا 1896 ميلادی (تا 13 فروردين 1274 که فوت می کند) به طور مخفيانه چنين شيوه ای از خاطره نگاری (روزنامه خاطرات) را شروع می کند. مشابه ديگر از اين شيوه مخفی نگاری روزنامه خاطرات از درباريان را حدود 100 سال بعد در يادداشت های روزانه اسدالله علم وزير دربار محمدرضا شاه سراغ داريم که اخيراً جلد پنجم آن که مربوط به يادداشتهای سال 1354 است، چاپ شده.
    خاطره نگاری نسل اول روشنفکران ايرانی عمدتاً توسط دولتمردان و يا افراد منسوب به خانواده سلطنتی و نيز چند تن از شخصيت ها و چهره های درون و بيرون از حکومت در دوره نهضت مشروطيت بوده است.
    از نسل اول روشنفکران ايرانی بالغ بر 30 کتاب خاطرات می شناسم و بجز 3-2 مورد، هيچيک از آن خاطره های نوشته شده در زمان حيات خاطره نويسی منتشر نشده است. اين خاطره ها عمدتاً بين يک تا سه نسل بعد از حيات خاطره نويس چاپ شده است. اين کتابها را با ذکر تاريخ نگارش و تاريخ چاپ (البته تاريخ نگارش و چاپ بعضی از آنها نامعلوم است) نام می برم:
    - روزنامه خاطرات محمد حسن خان اعتمادالسلطنه (تاريخ آخرين نگارش روزنامه خاطرات سال 1274 خورشيدی و تاريخ چاپ در سال 1344 يعنی 70 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه (تاريخ نگارش 1290 خورشيدی و تاريخ چاپ سال 1361 يعنی 71 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات حسينقلی نظام السلطنه مافی (آخرين تاريخ نگارش 1281 خورشيدی و تاريخ چاپ در سال 1363 يعنی 82 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات احتشام السلطنه (تاريخ نگارش 1299 خورشيدی، تاريخ چاپ سال 1338 يعنی 39 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات سياسی ميرزا علی خان امين الدوله (تاريخ نگارش 1294
    خورشيدی و تاريخ چاپ در سال 1341 يعنی 47 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات عباس ميرزا ملک آرا (تاريخ نگارش 1276 خورشيدی و تاريخ چاپ در سال 1325 يعنی 49 سال بعد چاپ شده است)
    - زندگينامه ثقه الاسلام (تاريخ نگارش؟ احتمالاً نگارش آن در نخستين سالهای پس از جنبش مشروطه و تاريخ چاپ سال 1352 يعنی حدود 60-50 سال بعد چاپ شده است)
    - روزنامه خاطرات عين السلطنه (تاريخهای نگارش از 1259 تا 1324 خورشيدی و تاريخ چاپ سال 1374 يعنی 50 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات محمدعلی غفاری (مصدق الدوله) (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ سال 1361 خورشيدی)
    - خاطرات فطن السلطان، (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1357)
    - خاطرات ظل السلطان، مسعود ميرزا (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1368)
    - خاطرات علی خان ظهيرالدوله (تاريخ نگارش 1303 خورشيدی و تاريخ چاپ 1351 يعنی 48 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات يحيی دولت آبادی در چهار جلد (تاريخ نگارش 1317 خورشيدی و تاريخ چاپ مجلدات در سالهای 1328 و 1331 يعنی حدود 11 سال بعد چاپ شده است)
    - سرگذشت شخصی حيدر عمواغلی (15 صفحه روايت شفاهی و به تاريخ 3-1292 خورشيدی و تاريخ چاپ 1325 خورشيدی يعنی 33 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات حسن تقی زاده (تاريخ نگارش بين سالهای 1337 تا بهمن 1342. او وصيت کرده که خاطرات او 10 سال بعد از پايان حياتش چاپ شود. اين خاطرات تحت عنوان "زندگانی طوفانی" در سال 1368 چاپ شده است يعنی 30 سال بعد)
    - خاطرات مخبرالسلطنه هدايت (در زمان حيات او و در سال 1329 خورشيدی چاپ شده است)
    - ناظم الاسلام کرمانی "تاريخ بيداری ايرانيان" (تاريخ نگارش 1285 خورشيدی و تاريخ چاپ 1332 يعنی 47 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات نصرت الدوله فيروز (تاريخ نگارش 1309 خورشيدی و تاريخ چاپ بعد از انقلاب بهمن 1357. حدود 50 سال بعد چاپ شده است)
    - خاطرات عبداله مستوفی و يا شرح زندگانی من (تاريخ نگارش جلد اول و دوم بين سالهای 1321 تا 1324 خورشيدی و چاپ در سال 1324)
    - خاطرات سردار اسعد بختياری (تاريخ نگارش؟ در سال 1372 چاپ شد)
    - خاطرات حسن اعظام قدسی (تاريخ نگارش و چاپ 1342 خورشيدی)
    - خاطرات عبداله بهرامی (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ در سال 1326)
    - خاطرات پرنس ارفع (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ در سال 1345)
    - خاطرات ميرزا بزرگ قائم مقام فراهانی (تاريخ نگارش؟ چاپ در سال 1369)
    - خاطرات عزالممالک اردلان (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1372)
    - خاطرات سيدعلی دولت آبادی ليدر اعتداليون (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1362)
    - يادداشت های تاريخی مستشارالدوله صادق (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1362)
    - خاطرات ماشاالله خان کاشی (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1357)
    - خاطرات اسماعيل جنگی (تاريخ نگارش؟ چاپ 1357)
    - يادداشت های ارباب کيخسرو شاهرخ (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1355)
    - خاطرات رضاقلی قائم مقامی (تاريخ نگارش؟ تاريخ چاپ 1333)
    اين احتمال وجود دارد ، به علت عدم دسترسی ام به اندک شماری از کتاب های خاطرات نسل اول روشنفکری ايرانی، نام آنها در اين فهرست نيامده باشد.
    به هر حال، از حدود 30 کتاب خاطرات که نام آنها را ذکر کردم، تنها 14 کتاب از اين مجموعه خاطره ها در سالهای قبل از انقلاب بهمن 1357 چاپ شده و مابقی آنها در سالهای پس از آن.

    بهره گيری از خاطره نگاری نسل اول روشنفکری در مطالعه و تاريخ نگاری مشروطه:
    از 3-2 دهه بعد از جنبش مشروطيت برخی آثار که غالباً جنبه وقايع نگاری درباره تاريخ جنبش مشروطيت دارد، منتشر شده است مانند کتاب تاريخ مشروطه تاليف احمد کسروی - عليرغم فقدان ذکر منابع و مأخذ در موارد نسبتاً پرشماری- و بی گمان ارزش و اهميت ويژه خود را دارد. اما، پژوهش درباره اين جنبش از نظر بررسی انديشه های سياسی و اجتماعی، حدود 65 سال پس از آن جنبش آغاز شد. کتاب ايدئولوژی نهضت مشروطيت (2 جلد) تاليف فريدون آدميت نخستين اثر در اين زمينه بوده است (فارغ از اين که بخواهم هرگونه ارزشگذاری نسبت به ديدگاه مؤلف يعنی تحليل و برداشت او نسبت به مقوله ها و مفاهيم و تطبيق و تقليل آنها در قالب مفاهيم مرسوم و نيز دادن تصاويری از شخصيت های آن جنبش داشته باشم).
    کنکاش کردم تا ببينم، مؤلف اين کتاب معروف در تدوين اين اثر تا چه ميزان از کتابهای خاطرات منتشر شده نسل اول روشنفکری ايران به عنوان منبع تحقيق خود بهره گرفته است. اين آمار به دست آمده است:
    از 469 منابع داخلی که مؤلف به آنها استناد و به عنوان مرجع ياد کرده، 153 مورد آن يعنی يک سوم منابع داخلی او در کار تحقيق همانا برخی از اين کتابهای خاطرات منتشر شده بوده است. اين موارد را با آمار به شرح زير نام می برم.
    27 بار به روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، 43 بار به خاطرات يحيی دولت آبادی، 29 بار به خاطرات احتشام السلطنه، 28 بار به خاطرات ثقه الاسلام، 11 بار به خاطرات سياسی علی خان امين الدوله، 2 بار به خاطرات عباس ميرزا ملک آراء و 2 بار به شرح زندگی حيدر عمواغلی.
    قصدم از اين کنکاش و نشان دادن اين آمار، تاکيد به اهميت خاطره نگاری و نيز ابعاد اهميت اين منبع و سند تاريخی ست که چگونه و تا چه ميزان می تواند در کار مطالعه و تحقيق تاريخ و تاريخ نگاری سودمند افتد.
    به هر حال، جای دارد ببينيم که وضعيت خاطره نگاری در سالهای بعد از جنبش مشروطه چگونه بوده است يعنی در دوره دوم (سالهای بعد
    از جنبش مشروطه تا شکست نهضت ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332و دوره سوم يعنی از سال 1332 تا انقلاب بهمن 1357.
    من خاطره نگاری روشنفکران ايرانی (تعريف های گوناگونی که درباره مقوله روشنفکر وجود دارد، در اينجا تعريف معينی مورد نظرم نيست) بعد از انقلاب مشروطه را به دوره دوم و سوم - در داخل و بيرون از حکومت - نامگذاری کردم. خاطره نگاری آنان را در چهار طيف فکری و سياسی درون و برون از حکومت به شرح زير توضيح می دهم:
    دولتمداران دوره پهلوی ها: سه گروه از مقامات شامل نخست وزيران، وزراء و سفرا در نظر گرفتم که می توانستند خاطرات سياسی داشته باشند. در دوره پهلوی ها، 28 نخست وزير، 365 وزير و 492 سفير در مقاطع زمانی مختلف در اين مشاغل بودند. اين ترکيب، جمعاً شامل 885 نفر است. البته اندک شماری از اين تعداد نفرات جزو نسل اول هم محسوب می شدند مانند مخبرالسلطنه هدايت، دکتر محمد مصدق و چند نفری ديگر.
    از اين مجموعه 885 نفر تـا انقلاب بهمن 1357 تنهـا دو کتـاب خاطرات از سفرا يعنی خــاطرات عبدالحسين مسعود انصـاری کـه در سال 1350 و ديگری خاطرات مشفق کاظمی در سال 1352 منتشر شد. البته انگشت شماری در ترکيب حکومت گران بودند که در سالهای قبل از انقلاب، خاطرات خود را نوشته بودند مانند دکتر مصدق، نصراله انتظام، احمد متين دفتری، حسن تقی زاده و قاسم غنی ولی هيچيک در زمان حياتشان و قبل از انقلاب بهمن 1357 منتشر نشده است.
    طيف دوم: درون و بيرون از حاکميت مربوط به جريانهای موسوم به مليون و شاخص آن، جبهه ملی. از رهبران و کادرهای بالای اين جريان که رقمی بيش از صدها نفر می شود تا انقلاب بهمن 1357 هيچ کتاب خاطراتی از آنان نمی شناسم که منتشر شده باشد.
    طيف سوم: مربوط به جريان روحانيون و نيروهای سياسی - مذهبی چه در درون تشکيلات سياسی - مذهبی و چه منفرد، چه معمم و چه مکلا از تأسيس حوزه علميه قم در سال 1300 خورشيدی تا انقلاب 1357 تنها يک کتاب خاطرات تحت عنوان "زندگينامه آقا نجفی قوچانی" می شناسم که در سال 1351 چاپ شده است. البته اين کتاب، آگاهی درخوری از مسايل درون حوزه های مذهبی و درون روحانيت به دست نمی دهد.
    طيف چهارم: شامل روشنفکران چپ ايران در طول زمان نزديک به 60 سال تا انقلاب بهمن 1357 در درون دهها حزب و سازمان های کمونيستی، سوسياليستی و جنبش های چريکی - فدايی و منفردين (و تا حدودی جريان کنفدراسيون دانشجويان ايران در خارج کشور را هم می توان در اين طيف قرار داد) فعاليت سياسی علنی، نيمه علنی و غيرعلنی داشتند. به طور مشخص آماری نمی توان داد که تعداد اعضای رهبری و کادرهايی که در اين طيف سياسی تا انقلاب بهمن 1357 می توانستند خاطرات خود را بنويسند، چه رقمی می توانست باشد. اما، با تکيه به مطالعه و تحقيقاتم در حوزه تاريخ جنبش چپ ايران، بر اين نظر هستم که احتمالاً می توان رقم حداقل هزار و پانصد نفر را تخمين زد که در رده اعضای رهبری و کادرهای سياسی در درون اين سازمانها، خاطرات سياسی شان برای مطالعه تاريخ معاصر ايران سودمند می افتاد. اما، از اين طيف گسترده تا انقلاب بهمن 1357 فقط يک کتاب خاطرات سياسی می شناسم که منتشر شده است يعنی خاطرات نصرت الله فتحی کادر رده سوم حزب کمونيست ايران که در سال 1333 تحت نام "آزاده گمنام" چاپ شد. البته از فريدون کشاورز عضو سابق کميته مرکزی حزب توده در آستانه انقلاب بهمن 1357 جزوه ای تحت عنوان "من متهم می کنم کميته مرکزی حزب توده" چاپ شد ولی مباحث مطروح در آن، محتوايی در خور به عنوان خاطرات سياسی او نداشته است.
    البته انگشت شماری بودند مانند اردشير (آرداشس) آوانسيان ( از رهبران حزب کمونيست ايران و حزب توده ايران) مقيم شوروی و خليل ملکی (از رهبران حزب توده ايران و بعدها از رهبران نيروی سوم) مقيم ايران که در اواسط سالهای 1340 خورشيدی خاطرات سياسی خود را نوشته بودند. خاطرات ملکی دو سال بعد از انقلاب بهمن 1357 و خاطرات آوانسيان بعد از فروپاشی شوروی سابق، چاپ شده است.
    تا اينجا، آنچه درباره سابقه خاطره نگاری ايرانيان تا انقلاب بهمن 1357 صحبت کردم، عمدتاً در راستای دادن تصويری بود که بتوانم ابعاد فقر حافظه تاريخی ايرانيان را در آستانه انقلاب 1357 در رابطه با خاطره نگاری ايرانيان در طول يک قرن نشان بدهم. اما، بحث بر سر ويژگی خاطرات و به عنوان مثال صحبت بر سر اينکه خاطره نويس يا خاطره گو تا چه اندازه در نقل روايت ها و مسايل مطروحه در خاطراتش راه حقيقت گويی را برای روشنگری برگزيده و يا اينـکه بـه علت خودمحوری و يا ديگر انگيزه ها حقايقی را کتمان يا تحريف کرده، موضوع بحث مستقل ديگری است. کتاب خاطرات از جمله سند ارزشمندی است بـرای تـحقيق پژوهشگران. مثلاً پژوهشگر می کوشد تا با تطبيق روايتی در يک کتاب خاطرات با ديگر اسناد و روايت ها درباره همان موضوع، به ُکنه درستی يا نادرستی آن روايت مطرح شده در آن خاطرات دست يابد. بنابراين، قضاوت درباره هر کتاب خاطرات می بايد قضاوتی مستقل و موردی برخورد شود. البته با قرار گرفتن خاطرات در معرض نقد و تحليل تاريخی ست که می توان رويدادهای تاريخ معاصر که غالباً پر از ابهام است، در روشنايی آن دريافت.
    نکته ديگر اينکه، در اين نوشتار صرفاً به مسئله خاطره نگاری تا مقطع انقلاب بهمن 1357 اشاره شده است. آنچه مربوط به ربع قرن اخير و پيامدهای آن در جامعه ايرانيان می شود و با چرايی هايی که به دنبال انقلاب بهمن 1357 در لايه هايی از جامعه روشنفکری ايرانيان مطرح شده، لذا مقوله خاطره نگاری و گردآوری خاطرات را هم وارد عرصه نوينی کرده است. تعدادی ايرانيان در طول 18-15 سال گذشته و برای نخستين بار وارد حوزه گردآوری سيستماتيک خاطره ها عمدتاً در عرصه فعاليت تاريخ شفاهی شده اند.
    خوشبختانه در سالهای اخير و عمدتاً در خارج کشور، نسبتاً يک وضعيت فعال در اين زمينه داشته ايم. با آماری وضعيت کنونی را در مقايسه با آنچه را که طی صد سال وجود داشته است، نشان می دهم.
    از سال 1254 تا 1357 خورشيدی يعنی در طول زمان قدری بيش از صد سال (از آغاز خاطرات نويسی ايرانيانی به معنای امروزی) مجموعاً 34 کتاب خاطرات از چهار نسل و از سه دوره روشنفکران ايرانی در حاکميت و بيرون از حاکميت در دست داريم. من شخصاً به عنوان کسی که در طول اين سالهای تبعيد و مهاجرت اجباری با تاريخ سياسی معاصر ايران و نيز با مقوله گردآوری خاطرات درگير است، موفق شده است خاطرات 50 شخصيت و چهره سياسی، فرهنگی و ادبی مربوط به سه نسل از ايرانيان را (در گفتگو با آنان و ضبط ويديويی خاطراتشان و هر خاطرات به طور متوسط حدود 250 صفحه) گردآوری کند يعنی بيش از آنچه که در طول صد سال تا انقلاب بهمن 1357 به جای مانده است.
    قصدم از اين مثال و ارائه اين آمار، درحقيقت بنحوی می خواهم، از يکسو ابعاد فقر حافظه جمعی تاريخی مردم ايران را در آستانه انقلاب بهمن 1357 نشان بدهم و از سوی ديگر، گوشه ای از دستمايه و دگرگونی دوره جديد فرهنگی- تاريخی روشنفکران ايرانی را از جمله در اين حوزه (چه خاطره گويان و چه پژوهشگران در اين عرصه) را در معرض ديد و مقايسه قرار دهم. البته اينگونه تلاشهای فکری و خاصه نگاه به درون خويش در ديگر حوزه های انديشگی بنحو چشمگير و بی سابقه در تاريخ ايران از سوی روشنفکران ايرانی ديده می شود و اين موضوع قابل تأملی است.