پیک خبری ایرانیان

بازگشت به صفحه اول

 

  •  

  •  رای به "جمهوری اسلامی" یا رای به حضور نظامی آمریکا

    آنکه ناموخت از گذشت روزگار

    نیز نآموزد ز هیچ آموزگار

     

     

    نتایج انتخابات اخیر اگر خوشآیند همه ما نباشد اما حاوی نکات جالبی است که توجه به آن عبرت آموز است.


    1) مردم ما در مجموع معنی انتخابات (به معنی برگزیدن خوب ترین) را نمی دانند.

     

    2) اینکه در انتخابات 8 سال پیش برخی می گفتند "مردم به خاتمی رای دادند که نمی خواستند فرد منتخب رهبر یعنی ناطق نوری رئیس جمهور بشود" سخن بیهوده ای بود، چرا که اینبار که رهبر گفت : "رای شما كه در محيطی آزاد و با حضور سلائق گوناگون و به نامزدهايی با چهره‌ ها و گرايش‌ های متنوع، در صندوق رای ريخته شد، پيش از هر چيز، رای به جمهوری اسلامی، رای به استقلال ملی، رای به قانون اساسی، رای به پيشرفت و عدالت و آرمان‌های اسلامی است كه در آن، دين و دنيای مردم، و رفاه و معنويت عمومی، و عزت و افتخار ملی تامين خواهد شد." هیچ یک از این رای دهندگان با عدم شرکتشان در این رای گیری دروغین درصدد بر نیآمد که بیهوده بودن سخنان رهبر دروغگو و مشرک جمهوری اسلامی را ثابت نماید.
     

    3 به نظر من از این جهت گناه ملی مذهبی ها از همه بیشتر است . ایشان از همان ابتدای کار هم (هم پیش از انقلاب و هم بعد آن) هیچگاه درک درستی از بافت جامعه ایران نداشته اند و به همین خاطر هم با کج اندیشی های مذهبی شان همیشه نتیجه مبارزه  اقلیت آزادی خواه ایران را به انحراف کشیده اند. جدیدترین خطای آنها هم همین بود که ایشان از حکم حکومتی رهبر در تایید نامزدی معین و تصمیم نادرست معین مبنی بر شرکتش در انتخابات حمایت کردند.
     

    4)  اگر ملی مذهبی ها نتیجه پیام این انتخابات را درست فهمیده باشند می باید برای همیشه صحنه مبارزات اجتماعی ایران را ترک بکنند و یا حداقل در روشها و اندیشه های مذهبی و سیاسی خود تغییرات اساسی بدهند.


     5) نتیجه این رای گیری به نظر من یک افتضاح تمام عیار هم برای سردمداران جمهوری اسلامی و هم برای دیگر گروه های سیاسی که شعار "تحریم گورستانی" می دادند بود. معنی این سخن این است که در جامعه ما رهبران سیاسی نیک اندیشی وجود  ندارد که واقعیتهای جامعه ما را در نظر داشته باشند و یا به سخن دیگر، لیاقت های جامعه ما هنوز  به آن حد نرسیده که بتواند رهبران سیاسی خوش فکر و صالحی را در درون خود بپروراند که بتوانند مسیر تحولات اجتماعی را به سوی خیر و صلاح پیش ببرند.

     

    6) از جمله نتایجی که می توان از  این رای گیری گرفت این است که ملت ما بر اثر ندانمکاری گرو ه های سیاسی اش و رهبری های نادرست ایشان عملا  به سویی می رود  تا کل رژیم و هم چنین کل جامعه را در بن بست کامل قرار دهد . یعنی این که ملت ناخودآگاه به دنبال شرایطی است تا عملا با گزینش بدترین افراد، حکومت را به بن بست بکشاند تا شاید از  این طریق خارجیان مشکل آنها را حل کنند. خارجیانی که همیشه به دنبال منافع ملی خودشان بوده اند و هستند
    این قانون هستی است. ملتی که شناختی از شرک ندارد و همیشه با حکومتگران فاسد و دیکتاتورش سازگاری کرده است قائدتا راهی هم برای حل مسائلش نمی داند و عملا  آن را به دخالت خارجیان واگذار می کند. و این نه فقط مشمول حال ما که همیشه ملتهای خطارکار کارشان به دخالت خارجیان منجر شده است. به دروه های تاریخی که بر ملتها رهبرانی چون هیتلر و موسولینی و استالین و صدام حسین فرمانروایی کرده اند، بنگرید، آنگاه درستی این سخن را بهتر درک می کنید. یا که اگر به همین تاریخ سیاسی گذشته مان بنگریم ، می ببینیم که پیش از این به زمان ساسانیان و خوارزم شاهیان .... و قاجاران و خاندان پهلوی نیز همین گونه عمل کرده ایم.

     

    حسین میرمبینی