اولش مردم راضی بودند به عوض شدن رئیس جمهور.
با امید به عوض شدن شرایط رفتیم رإی دادیم.
بعد از تقلب عجولانه و تبریک عجولانه تر رهبر, مردم خیلی محترمانه گفتند ما قبول
نداریم, آرا باید بازشماری بشود. هنوز راضی بودیم, رهبر باشد, تشخیص مصلحت باشد.
شواری نگهبان باشد, به جهنم! حتی آن قانون اساسی کوفتی با هزار اشکال سرجاش باشد.
فقط احمدی نژاد نباشد...
خودمان سر صندوق ها بودیم خبر داشتیم حدودا هر کس چند رای آورده, پس اعتراض کردیم.
تجمع کردیم. هر جا می رفتیم احمدی نژاد هم همانجا تجمع می گذاشت. با وقاحت ما را خس
و خاشاک و کثافت خطاب کرد.
تجمع ها ادامه پیداکرد. این بار به گفته شهردار سه میلیون نفر در راهپیمایی مسالمت
آمیز در تهران شرکت کردند . بدون یک کلمه توهین و فحش. خودشان باورشان نمی شد و
باچشم های گشاد به این منظره نگاه می کردند. آخرش یکیشان تاب نیاورد و تیراندازی
کرد..
.
در تلویزیون مرتب به مردم معترض اوباش و اغتشاش گر گفته می شد. تحلیل گرانی آمدند و
هر چه مزخرف و دروغ از دهنشان بیرون آمد گفتند و برایمان خط و نشان کشیدند. عصبانی
تر شدیم.
موبایل و اس ام اس و یاهو و فیس بوک و... به رویمان بستند روی تلویزیون های ماهواره
ای پارازیرت انداختند. متحد تر شدیم.
شب ها روی پشت بام دروغ گویی و دیکتاتوری این ها را فریاد زدیم. و مجبور شدیم(علی
رغم لاییک بودن بعضی هایمان) از ظلم و جور شان به خدایی که ادعا داشتند می پرستندش
و از او می ترسیدند پناه ببریم و الله اکبر بگوییم.
..
برای گرفتن حقمان هر روز به خیابان رفتیم. با وقاحت گفتند اینها عامل بیگانه اند.
از اوباما و سارکوزی و براون دستور می گیرند. بمب گذار و مجاهد تقلبی تراشیدند و به
تلویزیون آوردند. مکالمه تلفنی تقلبی پخش کردند که مثلا زنی از انگلیس رهبری جنبش
را در دست دارد.
هر چه دروغ گفتند و سعی کردند از هم جدایمان کنند متحدتر شدیم و عزممان برای گرفتن
حقمان جزم تر شد. دیگر نمی توانستیم در خانه بمانیم. بهمان توهین شده بود. هر روز
با همدیگر در خیابان قرار می گذاشتیم.
اما هر روز بدون دلیل مردم را به خاک و خون کشاندند. بیش از ده نوع نیروی ویژه مثل
سگ هار به جان مردم انداختند.
راهپیمایی بزرگتری را تدارک دیدیم.
خیلی از روزنامه نگارها, وبلاگ نویس ها و روشنفکران شچاعی که فکر می کردند رهبری
جنبش در دست آنهاست دستگیر کردند و طبق خبرها چند نفرشان هنوز زیر وحشیانه ترین
شکنجه ها قرار دارند.
رهبرمان در نماز جمعه آمد به جای میانجی گری , اعتقادمان را به سخره گرفت. و با
آوردن کل سپاهش از سراسر ایران خواست ارعابمان کند.
فهمیدیم ارتش 20 میلیونی بسیج که قرار بود از منافع ملت دفاع کند برای رویارویی با
مردم تربیت شده اند.
رئیس نیروی انتظامی با دماغ سفیدشده از شدت ترس آمد تلویزیون برایمان خط و نشان
کشید که هر کس فردا به خیابان بیاید جانش پای خودش است.
کسانی که تا به حال ملتفت نشده بودند که خیابان ها هم مثل تمام ثروت این مملکت ارث
پدری ایشان است و ابراز اعتراض در آن قدغن است حالیشان شد.
خیلی هامان وصیت نامه نوشتند. خیلی هامان باورمان نمیشد رژیمی که با راهپیمایی
میلیونی مردم آمده و سوار شده, بیاید روی همان مردم آتش بگشاید.
دیروز گاز اشک آور و اسید و گلوله و باتوم بود که و حشیانه بر سر و روی مردم فرود
می آمد. در بیمارستان ها و درمانگاه ها هم در امان نبودیم. خیلی ها به توصیه دکترها
مجبور شدند با اسم دروغین و بدون استفاده از دفترچه بیمه از شکستگی های دست و
پایشان عکس بگیرند و یا بخیه شوند. تا تحت تعقیب قرار نگیرند.
چه جوان هایی را سوار وانت و کامیون کردند و تا می خوردند با باتوم زدنشان و چون در
زندان دیگر جایی نداشتند با لگد از ماشین به پایین پرتشان کردند.
به زن حامله و پیرزن و پیرمرد هم رحم نکردند.
چشم ها همه از گاز اشک آور سرخ بود.
بهترین صحنه ها همکاری مردم و باز گذاشتن درهای خانه به روی معترضین و
بدترین صحنه دیدن پیکر دختر زیبای ایران, ندا در فیلم بود که اشک به چشمان همه مان
آورد...
امشب الله اکبرها سوز دیگر داشت. شعار مرگ بر دیکتاتور شدت بیشتری داشت. خیلی ها
بعد از الله اکبر مرگ بر رهبر هم اضافه کرده بودند... و ندا جان, ندا جان راهت
ادامه دارد...
دیگر مردم فقط به عوض شدن رئیس جمهور راضی نیستند. دیگر رهبر و بقیه بالایی ها را
نمی خواهند.
همه احساس انزجار و نفرت داریم از حکومتی که به روی مردم پاک کشور گلوله می ریزد.
تا آخرش با هم می مانیم. چون
"اینان هراسشان ز یگانگی ماست."
عسگری، همان کسی که آرای 19 میلیونی موسوی رو لو داده بود،در تصادف ساختگی
رانندگی کشته شد
به نوشته سعید کمالی در تهران، بنا بر گزارشهای تائید نشده، مردی که نتایج واقعی
انتخابات (همان آماری که نشان میدهد احمدی نژاد در مقام سوم قرار دارد) را از وزارت
کشور به بیرون درز داده بود در یک تصادف مشکوک کشته شد.
محمد عسگری که مسئول امنیت شبکه تکنولوژی اطلاعاتی IT وزارت کشور بود روز کذشته در
تهران کشته شد. بنا بر گزارش عسگری نتایجی را به بیرون درز داد که نشان میداد در
انتخابات با استفاده از نرم افزار جدیدی توسط دولت، آرا دریافتی از شهرستانها تغییر
داه میشد. گزارش نشان میداد که موسوی با 19 میلیون رای برنده انتخابات میباشد.
محسن مخملباف:
برای شهدا شام غریبان برگزار کنیم
شيرين کريمي
محسن مخملباف با نگارش نامه ای از کلیه ایرانیان ساکن داخل و خارج کشور خواست برای
شهیدان حوادث چند روز اخیر ایران "شام غریبان" برگزار کنند و شهدای آزادی ایران را
تنها نگذارند.
در نامه مخملباف آمده است:
حتی نگذاشتند پدر ندا گریه کند. حتی نگذاشتند مادر ندا داغی را که بر دل داشت
بگرید. نه اینکه نگذاشتند رای هایمان را بشماریم، که حتی نگذاشتند شهدایمان را
بشماریم.
ما که تاریخ مان تاریخ عزاست، به نام قانون از عزاداری منع شدیم.
ای خدا این جا کجاست؟ ای خدا این چه غربتی است؟ این چه شام غریبی است؟ ای خدا از تو
اجازه گریه می خواهم. از تو اجازه عزاداری می خواهم. ای خدا می خواهم جمعه شب، وقتی
خورشیدت غروب کرد، شمعی برای شام غریبان ایرانم روشن کنم. شمعی روی بام خانه ام،
شمعی پیشاپیش در خانه ام، شمعی در مساجدت، شمعی در کلیساهایت، شمعی در معابدت، شمعی
در همه دنیا.
ای خدا این جمعه شب به من اجازه بده، به وقت غروب، برای ندا، برای ندای ایران که
پرپر شد، برای شهدای ایران که پرپر شدند شمعی روشن کنم. ای خدا آیا آنها که نام ترا
گروگان گرفته اند، با قانون تفنگ شان، این یکی را به مردم ایران اجازه می دهند؟
برای همدردی با خانواده شهداء، از کلیه ایرانیان سراسر جهان می خواهیم تا جمعه شب،
هنگام غروب آفتاب، در سراسر جهان، در خیابان ها، در مساجد، در کلیساها، در معابد،
در جلوی سفارتخانه های ایران، و در ایران در پشت بام ها با روشن کردن شمع به شام
غریبان شهدای آزادی ایران بنشینیم.
هر ایرانی جمعه شب در غروب آفتاب برای شهدای آزادی یک شمع روشن خواهد کرد.
جهان با دیدن شما به قدرت رفتار غیر خشونت آمیز پی برد.
زمانی که با آرامش در مقابل ترس نشسته بودبد، ما صدای غرش شما را از میان سکوتتان
شنیدیم و آن را در چشمانتان دیدیم. شجاعت شما ما را تحت تاثیر قرار داده است و
فداکاری تان الهامبخش مان است.من از اینکه زنده ام تا شاهد این جنبش باشم، احساس
خوشبختی می کنم. دعا ها, عشق و حمایتم را بسویتان می فرستم
In you the world sees the power of nonviolence. We hear it in the roar of your
silence and see it in your eyes
as you sit down peacefully in the face of terror. We are moved by your courage
and inspired by your sacrifices.
I am fortunate to be alive to witness this movement. I send you my prayers,
love, and support.
گفت و گو با یکی از چماقداران لباس شخصی
روزی 200 هزار تومان می گیریم جلال کیهان منش
صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت،
چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر
شد. این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید
"به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این
مقدار" در روز پرداخت می شود. چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته
است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.
این گفت و گوی ویژه در پی می آید.
از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی لباس شخصی اما با کلاه کاسکت
نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست. برخی از
شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم
به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان
شان عربی بوده است. دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس
شخصی ها صحبت کنم.
من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در
حالیکه چماقش را به همراه داشت. سر صحبت با وی را باز کردم. سلام برادر خسته نباشی
خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد) اهل کجا هستی؟
تربت تربت؟
تربت جام. چند سال داری؟
36 سال زن و بچه هم داری حتما؟
نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم. بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟
نی. بسیجی نیستم که. بیکارم. ولی الان که سرکاری؛ نه؟
ها! چوبدستی چرا دستت گرفتی؟
ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما
داده اند. چه کسی داده؟
حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند. خودت چه فکر می کنی؟
من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم. پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.
ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟ حالا چقدر می دهند؟
روزی 200 تومان. [خنده ای می آید توی چشم هایش]200 هزار تومان خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟
می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی
چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت
باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند. چند روز است آمده ای تهران؟
3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم. کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟
همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از
تربت حیدریه و خواف هم هستند. [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می
کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ] عرب هم هست بین تان. نه؟
آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که
به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند. آسایشگاه شما کجاست؟
نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به
آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد). تا حالا تهران آمده بودی؟
نه ؛اولین باراست. نماز هم می خوانی؟
بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی. ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟
مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او
حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید.
[در این موقع مرد هیکلمند و
چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد.
]
می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟
مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.
برو سر پست خودت. یا الله.
مرد چماقش را بر می دارد و می رود. نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده. هفت روز دیگر
که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟
به نوشته ی روزنامه داگنس نی هتر چاپ سوئد، به کمک تکنیک بسیار پیشرفته و پیچیده ای
که شرکت نوکیا به رژیم حاکم بر ایران فروخته، رژیم آیت الله ها کنترل کامل و دقیقی
خواهند داشت بر تلفن، تلفن همراه، و اینترنت.
اما رئیس شرکت نوکیا / زیمینس که یک شرکت فنلاندی – آلمانی ست سوگند میخورد که قصد
نداشته درمورد سانسور و جاسوسی درمیان مردم به رژیم ایران یاری رساند. اما این شرکت
درحدود شش ماه پیش یکی از پیچیده ترین و پیشرفته ترین سیستم های کنترل تلفن و
اینترنت در دنیا را به دولت ایران فروخته است.
به نوشته این روزنامه در جریان انتخابات 12 ژوئن دولت ایران این سیستم را با تمام
قدرت بکار انداخته و توانسته تمامی تماس های تلفنی ... اس ام اس... ایمیل و
اینترنتی مخالفین خود را گوش کرده و کنترل کند
روزنامه ی داگنس نی هتر می نویسد: تاکنون کشورهای دیگر دنیا فقط حدس می زدند که
رژیم حاکم بر ایران قادر است تلفن ها و ایمیل های مردم را کنترل کند، اما اکنون
دیگر برای همگان بوضوح روشن شده که رژیم جمهوری اسلامی با استفاده ازتکنیک خریداری
شده از شرکت نوکیا می تواند به همه ی مکالمات تلفنی گوش کرده و ایمیل های مردم را
کنترل کند.
به گفته ی رادیو بی. بی. سی. سیستم جدید خریداری شده از شرکت نوکیا به دولت ایران
این امکان را داده دسات که تمامی ارتباطات تلفنی و الکترونیکی مانند موبایل.... اس
ام اس... چت کردن ... ایمیل.. و تمامی سیستم های موجود اینترنتی را تحت نظارت و
کنترل خود درآورد.
رژیم حاکم بر ایران با استفاده از سیستم خریداری شده ی جدید، قادر است مطالب درون
پیغام های اینترنتی و الکترونیکی، مانند اس ام اس، و ایمیل را تغییر داده و به
اینصورت مخالفین را از کسب اطلاعات درست مانع شود. مثلا می توانند متن اس ام اس که
به دست شما میرسد را تغییر دهند تا شما را گمراه کنند.
به گفته مدیر شرکت نوکیا/زیمنس.. این سیستم در نیمه دوم سال 2008 به رژیم ایران
فروخته شده و از آن زمان تا قبل از انتخابات عوامل رژیم آزمایشات و تمرینات زیادی
بر روی سیستم انجام داده و قبل از آغاز انتخابات سیستم جدید را براه انداخته اند.
متخصصین اینترنت در گزارش خود درمورد رژیم ایران گفته اند که این رژیم سرمایه گذاری
عظیمی درمورد تکنولوژی کنترل اینترنتی کرده تا بتواند حتی مردم عادی را که به
اینترنت دسترسی دارند کنترل کند.
بخشی از این گزارش به عنوان مثال نشان داده است فعالین حقوق زن که دستگیر شده اند
در بازجویی ها متوجه شدند که مقامات دولتی کپی ایمیل ها و حتی اس ام اس های آنان را
نیز به عنوان بخشی از پرونده ارائه داده اند.
به گفته ی این متخصصین ازقرار معلوم دولت ایران بسیار مایل است که تمامی ارتباطات
مردم عادی را تحت کنترل داشته باشد و به همین دلیل سرمایه گذاری کلانی دراین مورد
انجام داده است.
این نوع کنترل، یکی از کنترلهای بسیار شدیدی است که فقط در ایران و کشور چین انجام
می شود.
لینک مستقیم این صفحه در سایت روزنامه داگنس نی هتر:
http://www.dn.se/nyheter/varlden/nokia-hjalper-iran-att-tjuvavlyssna-oppositionen-1.896330
اطلاعیۀ آیت الله منتطری
دربارۀ حرام بودن مقاومت در برابر رأی مردم Print This Page!!!
امروز: آیت الله العظمی منتظری با انتشار اطلاعیه ای مقاومت در برابر رأی مردم را
حرام شرعی اعلام کرد. متن کامل این اطلاعیه در ادامه می اید:
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
ملت شریف و عظیم القدر ایران
با کمال تأسف خبردار شدیم که ملت بزرگوار ایران در دفاع از حقوق قانونی خود در
تجمعاتی به دور از خشونت مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار گرفته و به خاک و خون
کشیده شده است. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت،
روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود
از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون
متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند، هرگونه اقدامی که
منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از
برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد.
بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق
بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام
شرعی اعلام می کنم.
و السلام علی من التبع الهدی
حسینعلی منتظری
21 جمادی الثانی 1430
25 خرداد 1388 شمسی
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸
پیروزی بزرگ سبزها
ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com
ما بی شماریم، این همان رازی بود که وقتی گفتیمش حتی خودمان هم باور نمی کردیم. حتی
نمی توانستیم تصور کنیم که این " ما" تا کجا بزرگ و تا کجا بی پایان است. امروز بعد
از چند ماه، این " ما" چنان تنومند و بلند قامت و استوار شده است که حالا دیگر خبر
اول جهان است. ما بر تصویر کریهی که احمدی نژاد از ایران و ایرانیان ساخته بود،
پیروز شدیم. امروز همه جهان باور کرده است که احمدی نژاد هیچ ربطی به ایران ندارد،
که " ما" چنان کردیم که جهان امروز می داند مردم ایران با شجاعت و دلیری رای به
احمدی نژاد نداده و با تمام وجودش پای انتخاب خود ایستاده است. امروز تمام جهان
تصویر مقاومت تهران است در مقابل دیکتاتوری و استبداد. داستان شهامت و درایت و صلح
خواهی یک ملت. ما پیروز شدیم.
ما پیروز شدیم، چون توانستیم چهره ایران را از ایران احمدی نژاد به ایران مردمی
مصمم برای احقاق حقوق مدنی خود تبدیل کنیم. امروز چهره ایران در جهان دیگر چهره مرد
دروغگوی تندرویی نیست که جنگ می خواهد، بلکه چهره زیبای پسران و دخترانی هستند که
آزادی می خواهند و می خواهند خواسته شان را به متقلبان و دروغگویان تحمیل کنند.
ما پیروز شدیم، چون توانستیم یک انتخابات را به یک جنبش تبدیل کنیم، رنگ زیبای سبز
را به نماد انتخاباتی تبدیل کنیم و شب های شاد خرداد 88 را به مردم ایران هدیه
کنیم. مردم در آن شب ها خیابان هایی را که سالها بود از دست داده بودند، دوباره به
دست آوردند، در آن خیابانها زنجیر سبزی بستند، خیابان را از سیاهی به سبزی بدل
کردند، آواز خواندند و طنز را به خیابان بردند. مردمی که عادت کرده بودند در خیابان
جدی و اخمو باشند، شهر به شهر خندیدند. ما جنبش سبز را ساختیم و این جنبش حالا دیگر
به زور تانک و هلیکوپتر هم به خانه نمی رود.
ما پیروز شدیم، چون توانستیم در انتخاباتی پرشکوه حاضر شویم و به لایق ترین کسی که
در میان نامزدها بود رای بدهیم. ما لکنت و تردید و دودلی موسوی را از او گرفتیم و
به او نشان دادیم که اگر از حقوق مردم دفاع کند ما هم از او حمایت می کنیم. ما به
او شجاعت بخشیدیم و از او اعتماد گرفتیم. ما در انتخابات پیروز شدیم. شدت این
پیروزی چنان بود که آنان مجبور شدند با تقلبی آشکار، قطع کلیه ارتباطات، با کودتای
نظامی خودشان را پیروز نشان دهند. اما ما با قدرت و به دور از خشونت همانطور که
گفته بودیم بر سر حرف مان ماندیم.
ما پیروز شدیم، چرا که توانستیم یک رهبر یکدل و یکرنگ را به رهبران اصلاح طلب دیگر
اضافه کنیم و بحران رهبری را که در سالهای اخیر جنبش اصلاحات را دچار سردرگمی کرده
بود، حل کنیم. یافتن موسوی و نشاندن او بر شانه های ملتی که در کنار اوست، پیروزی
بزرگ ما بود.
ما پیروز شدیم، چون موفق شدیم برای نخستین بار پس از سالها مردمی همدل و همراه
بسازیم، مردمی که با شهامتی بی نظیر و نظمی حیرت آور راهپیمایی چند میلیون نفری
سکوت را در مقابل چشمان ایرانیان و جهانیان برگزار کردند. ما توانستیم در میان دهها
هزار مامور ضد شورش بدون کوچکترین تندروی و خشونت طلبی خواست مان را بگوئیم و بر آن
تاکید کنیم. ما برای همیشه پیروز شدیم، چون دیگر گفتن اینکه " مردم ایران شجاعت و
پایداری ندارند" یک داستان قدیمی است. جنبش سبز شجاعت گمشده همه ماها را به ما
بازگرداند. حنجره های گرفته ما بازشد و شب ها آسمان تهران و سراسر ایران طنین الله
اکبر و مرگ بر دیکتاتور گرفت. طنینی که هر روز قوی تر می شود.
ما پیروز شدیم، چون تصمیم گرفتیم خودمان، رئیس جمهور منتخب مان و حکومت را وادار
کنیم که از ما صرف نظر نکنند. ما مردم هستیم، مردمی که دموکراسی را به حکومت تحمیل
کردند و می کنند. ما هزینه های این رفتار سیاسی را پرداختیم و می پردازیم.
ما پیروز شدیم، چون اگرچه بسیاری از عزیزترین و بیگناه ترین مردمان مان کشته شدند و
به زندان رفتند، اما این ما نبودیم و نیستیم که خشونت را ایجاد کردیم. ما شیشه ای
نشکستیم و خانه ای آتش نزدیم، ما بر سر بامی نجستیم و ما چماق به دست نگرفتیم. ما
میلیونها تن بودیم، با دل های پر از میل به آزادی و دهان های بسته. تلاش آنان برای
تبدیل مردمی خشمگین به شورشگرانی که می توان سرکوب شان کرد عقیم ماند. ما همچنان با
هوشمندی و درایت راههای مبارزه غیرخشونت آمیز را پیدا می کنیم و تا آخر پیروز می
شویم.
ما سبزها پیروزیم، چون توانستیم حتی رقبای انتخاباتی و مخالفان تحریم کننده را نیز
به صف خود بکشانیم و تمام دوستانی که همدیگر را در مجادلات سیاسی و در فضای یاس
آلود پیش از خرداد 88 گم کرده بودند، دوباره به هم پیوستند و در هر جایی که
ایرانیان زندگی می کنند اتحاد و همدلی را ساختیم، این همدلی را هیچ کس نمی تواند از
ما بگیرد.
ما سبزها پیروز شدیم، چون توانستیم حتی در دل کسانی که دشمنانه به ما نگاه می کردند
این احساس را ایجاد کنیم که ما مردمانی صلح طلب هستیم که فقط حق مان را می خواهیم.
ما نه انقلاب می خواهیم، نه خواهان دشمنی با کسی هستیم. حالا دیگر حتی کسانی که ده
روز قبل به احمدی نژاد رای داده بودند، در کنار ما هستند و قدرت طلبان خشونت طلب جز
مزدورانی که با گرفتن دستمزد روزانه مردم را کتک می زنند و می کشند هیچ کسی را
ندارند.
ما سبزها جهان را تسخیر کردیم. ما در همه شبکه های تلویزیونی و روی جلد همه مجله ها
و در همه پارلمانها و در همه شهرها حضور جدی داریم، ما پیروز شدیم، چون هرچه کردند
و می کنند که از ما انقلابیونی شورشگر بسازند نمی توانند. ما مردمانی هوشمندیم که
زیر سیطره مردمانی زورگو زندگی می کنیم، هوش و دانایی ما به ما راههای نجات را نشان
می دهد، ما جنبش سبز را ادامه می دهیم، زورگویان را خسته می کنیم و شهر سبزمان را
از آنان پس می گیریم، ما ایران را سبز و زیبا می خواهیم.
ایران سرزمین ماست، ما مردمی متحدیم، ما مردمانی بی شماریم، ما رهبرانی قابل اعتماد
داریم، ما می دانیم چه می خواهیم و با وجود دشواری راه، می دانیم که فردا سبز ترین
روز خداست.
لیست نام و شماره تلفن تعدادی از فرماندهان ستاد ویژه سرکوب از اين قرار است :
افشین کامل
افسر اطلاعات ناجا تهران
منطقه تهران بزرگ
09366431318
***
حاج علی رضایی
مسئول اطلاعات ناحیه سیدالشهدا تهران
09123847659
***
علی افسری
کارمند اداره اطلاعات تهران
09123862832
***
مجید افشردی
فرمانده اطلاعات و امنیت سپاه منطقه جماران
09121361881
***
امیر قربانی
از مدیران بخش تامین و تسلیح اداره کل حراست وزارت کشور
09355339003
***
امیر معقولی
فرمانده اطلاعات حوزه مقاومت بسیج 289 منطقه اویس قرنی
09122052165
***
امیرحسین آریچ
جانشین تیم حفاظت فرماندهی کل سپاه
09123490234
***
مهدی امیری
فرمانده تیم حفاظت احمدی نژاد
09124357217
***
حسین بیگلر
معاون ضد اغتشاش معاونت اطلاعات سپاه منطقه تهران
09124289309
***
الیاس دیزجی
سرکانال جمع آوری اخبار و اطلاعات سپاه ناحیه شرق تهران
09122401549
***
ابراهیم مهدوی
عضو معاونت عملیات دفاعی نیروی مقاومت بسیج
09123179536
***
مهدی ابراهیمی
عضو تیم حفاظت احمدی نژاد
09121050134
***
فردین تقیزاده
رابط وزارت اطلاعات با وزارت کشور
09192247339
***
محمد فتحی
فرمانده اطلاعات ناحیه مقاومت ویژه قدس
09122467150
02166029493
***
ستار نجفی
کارمند معاونت طرح و برنامه وزارت تعاون
بسیجی ویژه و از فرماندهان گردانهای عاشورا
محل سکونت : میدان آزادی بلوار استاد معین پائین از تعمیرگاه مجاز ایران خودرو –
کوچه سعادتی
نامبرده هم اکنون به علت شدت سوختگی در به آتش کشیده شده پایگاه در بیمارستان سوانح
و سوختگی توحید بستری می باشد
***
سرگرد پاسدار محمد جواد فرحبخش
پاسدار قرارگاه ثارالله تهران
محل سکونت :
تهران ،شهرک شهید محلاتی ، فاز 3 ، محله 6 بلوک 17 طبقه سوم ، شماره 162
شماره موبایل :
09121256274
***
شیرین جلالی افشار
شماره پرسنلی: 75875403
کارمنده غیره نظامی دایره عملیات معاونت اطلاعات تهران بزرگ ساکن شهرک پاس تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
استوار یکم سحر دریایی
شماره پرسنلی : 81459743
عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات
ناحیه انتظامی تهران بزرگ
ساکن محله رسالت تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
استوار یکم پروین حسینی
شماره پرسنلی: 80124654
عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات
ناحیه انتظامی تهران بزرگ
ساکن محله اتابک تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
سرگرد شهلا آشتیانی
افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی
فرمانده زن در عملیاتها
شماره پرسنلی: 70763210
ساکن محله سلسبیل تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
سروان فریده مالکی
شماره پرسنلی: 78431985
افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی
ساکن شهرک راه آهن تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
ستوان دوم نیره گل محمدی
شماره پرسنلی: 83641485
افسر عملیات گردان فاطمه الزهرا
ساکن خیابان آذربایجان غربی در تهران
جرم: شرکت مستقیم در سرکوب تظاهرات زنان
***
قاسم بیژن نژاد
جرم: از مداحان اهل بیت که در سرکوب حرکتهای مردمی شرکت مستقیم داشته است.
***
سرهنگ مدحی
جرم: دستور دهنده و شکنجه کننده زندانیان بیدفاع
***
سرهنگ کرمی
جرم: دستور دهنده و شکنجه کننده زندانیان بیدفاع
***
سرهنگ مرتضی رستمی نیا
رئیس بازداشتگاه
جرم: دستور دهنده و شکنجه کننده زندانیان بیدفاع
***
قاضی روشن
جرم: تهدید به تجاوز به خانم هایی که دستگیر شدن
***
سرهنگ حسین قاسملویی
فرمانده مقر پلیس امنیت دربند
جرم: "با بازداشت شدگان به شدت بدرفتاری کرده و ضمن ایراد ضرب و شتم،ممانعت از
خوردن آب و غذا،
سرپا نگاه داشتن در طول شب،افراد بازداشت شده را با دستبند برای چندین
ساعت به درخت بسته است. فرد یاد شده در لحظه بازداشت دانشجویان نیز با خشونت رفتار
کرده است."
***
سید حسن میرکاظمی به همراه برادر خود - مسئول بسیج مسجد الهادی- که بیش از ١٧۵
میلیارد تومان که ۴٠% آن بدون وثیقه است از بانک کشاورزی وام میگیرد و امروز افسار
گسیخته برای سرکوب مردم می تازد