پیک خبری ایرانیان

بازگشت به صفحه اول

 

June 23, 2009 

 

دیشب این نظر را برای مهدی کروبی نوشتم او نیز در بخش کامنت ها منتشرش کرد.

 

آقای کروبی
با سلام و تحیت
حضرت عیسی در انجیل می فرماید: آخوندها (بطور عام) هیچ باری را (هیچ مسئولیتی) را بر نمی دارند. حتا با انگشت شان. اما می بینم که شما بارهایی بر می دارید که پشت آدمی را به شکست وا می دارد.
آقای کروبی
می خواهم به شما بگویم اگر شما روحانیون در این مقطع حساس بار چنین مسئولیتی را به دوش نگیرید مطمئن باشید جان انسانهای بی شماری در معرض خطر مرگ قرار گرفته و زندگی قریب باتفاق همه ایرانیان به تباهی و فساد کشیده می شود. چراکه اگر قرار باشد عدالتی صورت نگیرد بطور قطع و یقین منبعد ناامیدی و بی ایمانی و به تبع آن دزدی و تجاوز و فساد بر همه زوایای زندگی ایرانیان چیره خواهد شد. کما آنکه آثار آن را همین امروز در ایران می بینیم.
برکناری رهبر و بازگشت عدالت شاید بتواند جبران این خسارت ها را بکند. شناخت شرک که در اسلام آمده و اینهمه از آن تقبیح شده فقط برای درک چنین شرایطی است. اگر شما برای این مسئله قیام نکنید به والله نزد خدا مسئول خواهد بود و باید تا قیام قیامت عذاب بکشید. این مسئله را روحانیون ما می دانند. آنها مسئولند.
باید همه جامعه ما برای جهاد با شرک قیام کنند.
به هرحال از ما گفتن.

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:


خبر فوری به همه ایرانیان داخل ایران:
بیمارستانهای ایران کمبود شدید خون دارند. لطفآ با اهدای خون به برادران و خواهران خود کمک کنید
لطفآ خبر را پخش کنید
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

«در تاریخ جمهوری اسلامی، خبرگان مقابل رهبری نایستاده است»

سکوت رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان درحوادث اخیربرخی ازناظران را به این گمان انداخته که وی در جایگاه قانونی خود در پی تذکر به رهبری است. احمد قابل می‌گوید، خبرگان کنونی در جایگاهی نیست که بتواند صلاحیت رهبری را زیر سوال ببرد

مطلبی از احمد قابل:

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4415032,00.html

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

یک شعر از برتولت برشت


اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.
 

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

 

عودلاجان گیت احمدی نژاد

دکتر مهدی خزعلی


دولت نهم رکورددار تخلفات مالی در میان دولت های جمهوری اسلامی است، گزارش 1000 تخلف احمدی نژاد در شهرداری که توسط قالیباف تقدیم رهبری شده است و اعلام 2000 تخلف و انحراف از بودجه فقط یکسال دولت نهم توسط دیوان محاسبات ، بلاتکلیفی 3500 میلیارد ریال از بودجه شهرداری دوران احمدی نژاد و عدم پاسخگویی به سئوال مجلس در مورد عدم واریز حدود ده هزار میلیارد ریال (10،000،000،000،000 ریال ) از درآمد نفت یک سال به خزانه ، همه و همه سئوالهای مردم است از احمدی نژاد!


موضوعی که من آن را " عودلاجان گیت " نامیده ام، به تنهایی می تواند دولتی را سر نگون کند، حکایت غریبی است، البته یکی از هزار تخلف او در شهرداری تهران است، تخلف و رانتی که چند ده هزار میلیارد ریال برآورد می شود!


حکایت آن قدر عظیم است که در بحث میان من و پدر ، من به معظم له عرض کردم:" اینجانب هیچ دلبستگی به فرد خاصی نداشته و عقد اخوتی نخوانده ام، اگر مدارک و مستندات علیه هاشمی ارائه نمایید با همان قدرت که از او در انتخابات حمایت کردم در مقابل اشتباهات او می ایستم، و در مقابل از شما انتظار دارم اگر گزارش مستندی از تخلفات احمدی نژاد ارائه نمودم، بخاطر اسلام و انقلاب دست از او بشویید و بپاس خون فرزند شهیدتان "حسین" او را مورد باز خواست قرار دهید.


معظم له حجمی از پرینت ها و گزیده جراید که توسط دفتر آقای مصباح ( آقای روانبخش ) تهیه شده بود به من دادند تا بخوانم، جرم هاشمی در آن بریده ها حمایت از احزاب، تحزب، کارگزاران، دموکراسی ، آزادی و مهمتر از همه اعتقاد او مبنی بر زمینی بودن ولایت فقیه بود ( به اعتقادآقای مصباح ولایت فقیه آسمانی است)


من نیز از میان هزاران تخلف احمدی نژاد فقط " عودلاجان " را به محضر معظم له گزارش کردم، به اصرار ایشان جلسه ای تنظیم شد و حاج محسن خ از سرداران جنگ، جانباز و از همکاران آقای ناطق نوری در بازرسی بیت رهبری، به محضر ایشان رسید، گزارش مبسوطی از " عودلاجان " ارائه نمود، گزارش آنچنان باورهای پاک ایشان را زیر سئوال برده بود که معظم له وارد شوک عصبی شدند و تقریباً اطرافیان قطع امید کرده بودند، بحمدالله عمر معظم له به دنیا بود و خداوند بر ما منت نهاد و سایه ایشان بر سر ماست. هر چند مدتی را در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید رجایی بستری شدند و تا مدتها پزشکان معالج هر گونه بحث سیاسی را منع کردند، حتی تابلویی بر درب منزل نصب کردند که " از بحث سیاسی بپرهیزید ، برای حال معظم له خوب نیست " این حادثه غمبار یک روز قبل از دستگیری پالیزدار بود و همان روز دو ساعت هم با پالیزدار جلسه داشتند و گزارشات پالیزدار هم مزید بر علت بود ، پاسخ معظم له به هردو نفر این بود: " حفظ نظام اسلامی واجب است، اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد "


من معتقدم تنها " عودلاجان " برای برخورد قانونی با احمدی نژاد و اعوان و انصار و حامیان او کافی است، و همان گونه که در زیارت عاشورا می خوانیم" الهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله" تنها او مطرح نیست و حامیان و مشایعت کنندگان و پشتوانه های او نیز باید پاسخگو باشند.


تفاوت رسوایی " عودلاجان " با مطالب گزارش تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه این است که شخصیت های بلند رتبه و روحانیون تراز اولی که در آن نام برده شده بود، برای خود توجیه و محمل شرعی داشتند! یکی از حضرات آیات گفته بود :" ید من ید امام زمانی است، این مال امام زمان است به پالیزدار چه ربطی دارد!" و باز توجیه می کردند که این کارخانه ها و معادن برای پشتوانه مالی موسسات علمی فرهنگی و عام المنفعه واگذار شده است! کما این که امروزه رسماً ردیف بودجه برای بنیاد مولانا و موسسه آقای مصباح تصویب می کنند! خوب آن زمان به قوانین تسلط نداشتند و بجای اختصاص بودجه کارخانه و معدن واگذار می کردند!!


اما رسوایی " عودلاجان " جای هیچ توجیهی نگذاشته است، رانت خواری محض است، به دستور احمدی نژاد و توسط فردی معلوم الحال و سابقه دار !


حاج محسن خ حکایت را تمام و کمال برای حضرت آیت الله خزعلی بیان کرد تا به سمع رهبری برسانند، من نیز عین مطالب را در منزل آقای مطهری با علی مطهری در میان گذاشتم تا از طریق مجلس پیگیری کند و چون هیچ پیگیری انجام نشد، امروز این حکایت را از طریق سایت برای مجلس، قوه قضاییه و رهبری منعکس می کنم، شاید وجدان های خفته بیدار شوند، هر چند دوستی می گفت : ماجرای عودلاجان در زمان آقای یونسی در وزارت اطلاعات طرح و پرونده دارد!!!


عودلاجان کجاست؟ طرح عودلاجان چیست؟ ترامشلو کیست؟ از کجا آمده است؟ چرا طرح در انحصار اوست؟


عودلاجان، نام منطقه ای از بافت فرسوده اطراف بازار می باشد، در دوران احمدی نژاد منطقه طرح فرز می شود و هیچ مجوز ساخت و سازی نمی دهند، در نتیجه قیمت املاک داخل طرح سقوط می کند، مردم که خانه های قدیمی و گاهی در حال تخریب داشتند ، ناگزیر به فروش خانه های خود می شوند.


احمدی نژاد دستور می دهد در برابر هر متر مربع از زمین های عودلاجان، شهرداری 5/1 متر مربع تراکم تجاری شناور واگذار کند و انحصار این مصوبه را به آقای ترامشلو می دهد، یعنی تنها کسی که می تواند خانه های مردم را به ثمن بخس خریداری کرده و به بهای 30 تا 50 برابر به شهرداری بفروشد جناب ترامشلو است!! او املاک مردم را متری 150 تا 200 تومان خریداری نمود و در ازای آن 5/1 متر تراکم تجاری شناور اخذ کرد که بسته به مناطق تهران بین 5/4 تا 5/7 میلیون تومان ارزش داشت، برآورد حاج محسن از وسعت منطقه خریداری شده توسط ترامشلو ، تحصیل سودی چند ده هزار میلیارد ریالی است! حاج محسن برای اطمینان از صحت و سقم مطلب، یک پلاک ثبتی عودلاجان را خریداری کرده و برای تبادل با 5/1 متر مربع تراکم تجاری به شهرداری منطقه مراجعه می کند، با خواست او علی رغم وجود مصوبه مخالفت می شود، در برابر اصرار و ابرام حاج محسن، شهردار منطقه - که از دوستان اوست - وی را به داخل اتاق خود برده و دستخط آقای احمدی نژاد را نشان او داده و می گوید به دستور شهردار این طرح فقط در انحصار ترامشلو است! بعد از مدتی برای سر پوش بررسوایی مالی و رانت خواری، این طرح سود آور را به نیروی انتظامی پیشنهاد می کنند، تعاونی نیروی انتظامی برای مدت محدودی از مواهب طرح بهره مند می شود ( 2تا3 ماه)، به گفته حاج محسن هشت هزار میلیارد ریال عواید آنان است!!


از او پرسیدیم: ترامشلو کیست؟ از کجا آمده است؟ حاج محسن گفت : " عنصری فاسد و سابقه دار است که از زندان او را در آورده اند و مهره کرده اند، او دلال مفاسد برخی هاست و حتی این موضوع به نظر رییس قوه نیز رسیده است( البته این را در سینه نگه می دارم ، مگر برای من اتفاقی بیافتد که دیگران بازگو کنند!) قبل از این که مهره باشد و قبل از زندان ، آهی در بساط نداشته و یک راننده بوده است. اما اکنون شما نمی توانید سند های املاک او را بشمارید! هم اینک او از شهرداری تهران ارقام نجومی طلبکار است ! گوارای وجود ! خمس و زکاتشو بده حلاله!


من بخیل نیستم و نسبت به واگذاری این رانت هم اعتراضی ندارم، فقط می خواهم بگویم این راننده وانت موسسه حیان هم از اقشار آسیب پذیر و محروم است، اگر محبت فرموده گوشه ای از عودلاجان را به این فقیر سراپا تقصیر مرحمت فرمایید، آدم نمک به حرامی نیست، حق نمک را ادا می کند، ان شاءالله با کمک های مردمی او چند ستاد مردمی بزنیم و خود را برای انتخابات ریاست جمهوری دهم مهیا سازیم ، اجر شما با امام زمان(عج)

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:



چرا خامنه ای بفکر کودتاست؟

چندی پیش علی خامنه ای ازعلمای قم خواسته بود که اعلمیت و جامع الشرایطی مجتبی ، پسر 32 ساله اش را به رسمیت بشناسند. این درخواست همچنین به طریقی از حوزه نجف هم شده بود. آیه الله العظمی سیستانی با این تقاضا بشدت به مخالفت برخواسته بود و حتی وقتی بواسطه روابط، این درخواست از طریق غلامعلی حداد عادل ، پدر زن مجتبی، به گوش آیه الله رسیده بود وی بشدت ازین گستاخی برآشفته شده بود. بهرحال نجف زیر بار درخواست خامنه ای نرفت.

در قم امــــــــا وضع به گونه ای دیگر است.. بسیاری از مراجع جیره خوار و مزدور حکومتند و عده ای هم تنها گوشه عافیت اختیار نموده اند و دخالتی در اوضاع نمی کنند. مراحل پذیرش اعلمیت آقا مجتبی به مانند آیه الله شدن پدرش بسرعت برق طی شده و طبق شنیده ها، مجتبی خامنه ای در حال حاضر اجازه فتوی از آیات اعظام مکارم شیرازی، فاضل لنکرانی ، صافی گلپایگانی و مرحوم بهجت را دارد.
مجتبی عاشق و دیوانه قدرت است. او در جوانی هم نشان داده که برای مطرح کردن خود از چیزی هراس ندارد (خاطرات حضور مجتبی خامنه ای و مهدی هاشمی در جبهه را در تابناک بخوانید). اما مجتبی از سال 1384 دیگر مجتبی محجوب دهه 70 نیست. او از طرف شیخ مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی به دخالت مستقیم در انتخابات محکوم شد. او پاسخ نامه مهدی کروبی را قبل از اینکه بدست پدر برسد عتاب آلود داد. پدر هم از پسر حمایت کرد و باعث شد تا هاشمی شکایت به خدا ببرد.
در انتخابات اخیر مجتبی چون دور قبلی انتظار داشت که با بسیج 5 میلیون رای خاموش نتیجه را به نفع کاندیدای مورد حمایت رهبر به پایان برساند، اما آن 5 میلیون با سایر آراء داده شده به احمدی نژاد به هشت میلیون هم نرسید. اینجا بود که مجتبی دست بکار شد: دستور مقام رهبری (بخوانید مجتبی) به فرمانده کل سپاه برای دخالت مستقیم در انتخابات و اعلام نتیجه مورد نظر رهبر. سپس رهبر در سناریوی کودتا در صبح روز بعد از رأی گیری و بر خلاف رویه، اقدام به تنفیذ ریاست جمهوری احمدی نژاد و سپس تایید مجدد صحت انتخابات در سه روز بعد کرد.
تنها کسی که بین کاندیداها می تواند منویات رهبر را به پیش ببرد احمدی نژاد است و در آن شکی نیست. خامنه ای بیمار است و اجل مرگ را هر روز نزدیکتر از پیش می بیند. سرطان ریه و پرستات امان رهبر را گرفته است. اکنون رهبر از کیم جونگ ایل الگو برداری خواهد کرد: اعلام جانشین پیش از مرگ، تا انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان نیافتد و در این بین به تغییراتی در قانون اساسی به پیشنهاد رئیس جمهور لازم است.
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

انا لله و انا اليه راجعون
شهادت جمعي از هم ميهنان در اجتماعات مدني اخير كه به صورت مسالمت آميز در تهران و شهرستانها بوقوع پيوست دل هر ايراني شرافتمند را بدرد آورد كه موجب تاسف و تاثر بسيار گشت، با وجود تلاشهاي بسيار براي گرفتن مكاني جهت بزرگداشت اين عزيزان با موانع بسياري مواجه شديم از اين رو با توجه به اعلام سه روز عزاي عمومي از سوي مراجع اعظام براي اداي احترام به خواهران و برادران عزيزمان ساعت 8 بعد از ظهر پنجشنبه مورخه 4 تير 88 در آستانه مبارك حضرت علي بن مهزيار اهوازي جهت روشن كردن شمع به ياد اين شهيدان و همبستگي با خانواده هاي گراميشان گردهم ميآييم .
تشكيلات خوزستان جبهه ملي ايران
http://www.melliun.org
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

 بی بی سی : شیرین عبادی: باید ایران را تحریم سیاسی کرد
شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل خواستار ابطال نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران و برگزاری انتخابات مجدد شد. خانم عبادی از دولتهای اروپایی خواسته تا پایان خشونت علیه معترضان به نتیجه انتخابات، وارد هیچ مذاکره ای با ایران نشوند و برای تغییر رفتار این کشور، دولت ایران را تحریم سیاسی کنند.

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090623_ir88_vd_ebadi.shtml

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

دربارۀ گاز اشک آور و اسپری فلفل

گاز اشک آور حدود 15 نوع مختلف دارد که دامنۀ علائمی که ایجادمی کنند از سوزش چشم و ریزش خفیف اشک، آبریزش بینی تا دشواری تنفس، حالت تهوع و استفراغ آنی و احساس خستگی شدید و غش (collapse) متغیر است. این علائم می توانند یک دقیقه تا یک ساعت باقی بمانند. گرچه مشکلات تنفسی و سوزش و درد چشم ممکن است تا روزها شخص آسیب دیده را آزار دهد.

اسپری فلفل می تواند باعث سرخی، سوزش و تاول پوستی؛ دشواری تنفس( تنگی نفس تا احساس خفگی و در موارد نادر ایست تنفسی)، سرفه های خشک، عطسه، آبریزش شدید بینی؛ و در صورت تنفس عمیق، افزایش ناگهانی فشار خون و متعاقاب آن سردرد شدید، سکتۀ قلبی یا مغزی شود. تورم، درد و سرخ شدن چشم، التهاب، تورم و سوختن مخاط مری و در صورت استعمال زیاد اسپری، سوختن مخاط معده؛ از دیگر علائم مشاهده شده اند.

پیشگیری:

از آنجایی که پلیس های سرکوبگر، از هر دوی این مواد شیمیایی برای متفرق کردن جمعیت استفاده می کنند، هنگام شرکت در تظاهرات به این نکات پیشگیری کننده توجه داشته باشیم:

از لنز چشم. ( contact lens ) استفاده نکنیم. صورتمان را با مواد آرایشی، حتی کرم های مرطوب کننده یا هرگونه کرم گیاهی که oil based) ) است، نپوشانیم. ( مواد شیمیایی مورد بحث، می توانند در چربی حل شوند و به لایه های عمیق تر پوست نفوذ کنند و آسیب های شدیدتری را منجر شوند.) حتماً از ماسک تنفسی و در صورت امکان ماسک فیلتر دار استفاده کنیم. استفاده از پارچه هایی که بتوانند سطحی از پوست صورت را به ویژه در نواحی بینی و دهان بپوشانند، بسیار مفید است. می تون این پارچه ها یا پوست اطراف دهان و بینی را به آب لیمو یا کمی سرکه آغشته کرد. استفاده از عینک مخصوص شنا که کاملا اطراف چشم را می پوشاند، مفید است، عینک آفتابی یا اصولاً هر عینکی می تواند سدی دربرابر نشستن مواد شیمیایی بر رطوبت سطح چشم شود.


اگر در معرض این مواد قرارگرفتیم:

به پوست صورت خود دست نزنیم. چشم ها را بازنگاه داریم و مدام و محکم پلک بزنیم. به هیچ وجه چشم را نمالیم. بازوهایمان را از بدن دورنگاه داریم، آرام و عمیق نفس بکشیم و بی وقفه از محل آغشته به گاز، به هوای تازه پناه بریم. این گازها سنگین تر از هوا هستند و بیشتر نزدیک به زمین قرار می گیرند بنابراین ایستادن در ارتفاع بهتر از نشستن و خوابیدن روی زمین است.

با سرفه، بیرون انداختن آب دهان و تخلیۀ بینی، این مواد را از مخاط خود دورکنیم.

برای شستن گاز اشک آور از پوست و چشم خود، از محلول بیکربنات در آب سرد استفاده کنیم. 50 گرم بیکربنات سدیم در یک لیتر آب، یا حجم مساوی از شربت ضد اسید معده ( آلومینیوم ام. جی) و آب سرد را مخلوط کنیم و همراهمان داشته باشیم. این مخلوط را روی صورت خود بریزیم وبه هیچ وجه از دستمال یا حوله برای پخش کردن آن استفاده نکنیم. برای آسیب های چشمی می توانیم از محلول آب نمک رقیق استفاده کنیم. ( 10 گرم نمک را در یک لیتر آب حل کنیم. ) اگر آب نمک را در خانه درست می کنیم از نمک یددار استفاده نکنیم. آب نمک رقیق را در چشم خود فلاش کنیم. ابتدا سوزش و درد حس می کنیم و لی بعد از حدود دو دقیقه گاز در آب نمک حل می شود و درد و سوزش از بین می رود. با این همه، بهترین راه شستشوی چشم پلک زدن مکرر و محکم است. ( گاز اشک آور در آب خالص حل نمی شود.)

در مورد اسپری فلفل، اگر رطوبت اسپری را روی صورتمان حس می کنیم، با گذاشتن و برداشتن اسفنج آن را پاک کنیم. (کشیدن دستمال یا حوله روی پوست اسپری را پخش می کند و آسیب را گسترش می دهد. ) استفاده از صابون، شامپو یا مایع ظرف شویی می تواند به پاک کردن این اسپری از پوست کمک کند. محلول آب و صابون/ شامپو یا مایع ظرفشویی را روی صورت می ریزیم. ( اسپری فلفل در آب خالص حل نمی شود.) در موارد تحریک گلو و حلق می شود از شربت ( شربت Al.Mg استفاده کرد. ( حجمی مساوی از شربت و آب مخلوط کرده، دهان و حلق را با آن می شوییم و یا شربت را کمی در دهان نگاه داشته، سپس فرو دهیم. )
شستشوی پوست تحریک شده نیز با مخلوط آب و این شربت برای تخفیف تحریک پذیری پوست مؤثر است.
در هردو مورد بعد از استعمال این مایعات، صورت و چشم را با آب سرد فراوان می شوییم.
بعد از شستن پوست از کرم پوستی یا وازلین استفاده نکنیم تا باقی ماندۀ مواد شیمیایی را روی پوست خود نگاه نداریم.
این مواد بر اثر حرارت آتش، اکسیده و بی اثر می شوند.

فراموش نکنیم که بعد از درمان های فوری مزبور، لباس های آغشته به این مواد شیمیایی را در آوریم، ( لباس ها را از سر در نمی آوریم. ) حتما به یک مرکز درمانی مراجعه کنیم. سفارتخانه های بسیاری هستند که آمادگی کامل برای کمک به آسیب دیدگانی از این دست را دارند. اگر به دلائل امنیتی ترجیح می دهیم به بیمارستان های دولتی نرویم و از دفترچۀ بیمه استفاده نکنیم، به این سفارتخانه ها مراجعه کنیم.

به امید روزهای روشن. . .
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

 

عکس تاریخی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:

 

توطئه خانوادگی

ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com

علی لاریجانی: " اختلافاتی که میان نامزدهای انتخابات و مردم با دولت وجود دارد، اختلافات خانوادگی است و ربطی به بیگانگان ندارد، ما خودمان این اختلافات را حل می کنیم."
خانه قدیمی، روز، داخلی( این فیلم هیچ صحنه خارجی ندارد)
آقا، علی، میرحسین، مهدی، سید محمد، محمود، عمواکبر، عمو حسینعلی، فائزه، فاطمه اره، صادق پسر کشورخانوم در خانه هستند. عکس بابابزرگ روی دیوار است و کج شده است.
آقا نشسته است روی مبل استیل و محمود لای دست و پای او بازی می کند. علی هم با موهای بورش عینک را روی بینی اش جابجا می کند و کنار آقا نشسته و دائم با عبای آقا ور می رود، حال آقا خوب نیست و علی دارد دستمال خیس روی پیشانی اش می گذارد.
علی: خوب می شه آقاجون! یک سری اختلافات خانوادگی یه که داریم حلش می کنیم. شما گریه نکنین، برای دست تون و قلب تون خوب نیست.
در همین حال، محمود با چوب محکم می زند توی سر میرحسین. میرحسین جیغ می کشد.
آقا( با حالت زار و صدای گرفته): محمود جان! شیرین بابا! چی کار می کنی؟
محمود: دارم اختلافات خانوادگی رو حل می کنم.
میرحسین سرش را می گیرد و می رود لب پنجره و جیغ می زند: آی سرم!
آقا: ببین این پسره چشم سفید کجا رفت؟ الآن بیگانگان می فهمند....
محمود در حالی که دستش گاز اشک آور دارد: بابایی! بذار بفهمن، بذار اینقدر جیغ بزنه که جیغ دونش پاره بشه.
آقا: اون اکبر کجاست، مواظب اش باشین!
علی: خیال تون راحت، تا اختلافات خانوادگی حل بشه، انداختیمش توی اتاق، صادق پسر کشور خانوم هم دم در وایستاده نمی ذاره بیاد بیرون( یواشکی می گوید): تلفن ها رو هم قطع کردیم که مشکلات خانوادگی رو به بقیه نگه.
در همین حال محمود چهره اش درهم می رود، و صدای بلندی می کند، و می دود اینطرف و آنطرف، محمود: پی پی دارم، ائی دارم.....
آقا: بیا عزیزکم، بیا شیرینم، همین جا بکن، طوری نیست....
محمود شلوارش را پائین می کشد و در همان حال شعار می دهد: " انرژی هسته ای، حق مسلم ماست"، " کی خسته است؟ دشمن!"
فاطمه اره در حالی که دستش دستمال گرفته است و زیر لب دارد همه را نفرین می کند به طرف محمود می رود و سعی می کند قالی را تمیز کند. فاطی: الهی قربونت برم که بوی گل می دی، الهی قد 150 سانتی ات سر اون سیدمحمد و میرحسین و مهدی و مخصوصا اون اکبر در بیاد.
فائزه براق می شود: چیه بچه پررو، به بابام حرف بزنی می زنم توی دهنت.
فاطمه اره (با چماق می زند توی سر فائزه و او را می اندازد توی آشپزخانه و در را قفل می کند.)
آقا: نکنید عزیزانم! نکنید فرزندانم! چی کار کردی فاطمه جان؟
فاطمه اره پای آقا را ماچ می کند.
علی: چیزی نبود آقا! یک اختلاف خانوادگی پیش آمد حلش کردیم.
آقا: گفتی اختلاف خانوادگی، صندوق ها کجاست؟
علی: بردیم توی زیر زمین صندوقخونه ذخیره ارزی خالی بود، گذاشتیمش اونجا....
آقا( با حال پریشان): نشمرین، کم می شه، نشمرین اش، کم می شه....
علی: نه آقاجون، نمی شمریم، همونی که خودتون فرمودین، کم هم نمی شه، اگر هم شد اختلاف خانوادگی یه، حلش می کنیم.
محمود بدو می رود و یک گاز اشک آور پرت می کند به طرف میرحسین و سید محمد که دارند پچ پج لب پنجره با هم حرف می زنند. آنها سرفه می زنند. محمود می آید به طرف آقاجون و در حالی که خودش را پرت می کند توی بغل او: آقاجون! اختلاف خانوادگی مونو با گاز اشک آور حل کردم، حالا باید برن بمیرن.
آقا ناله کنان به علی: این عمو حسینعلی هم که دوباره حرف زده، مگه من نگفتم اینقدر حرف نزنه، مشکلش چیه؟ این مهدی چیه؟ این بچه از وقتی فرستادمش مجلس اخلاقش خراب شده. این هم اختلاف خانوادگی پیدا کرده.....
فاطمه اره چای می آورد و زیر لب شعار می دهد: اعلام باید گردد، نابود باید گردد....
علی: شما خیال تون راحت باشه آقاجون، الآن عمو حسینعلی بخاطر اختلافات خانوادگی قدیمی توی اتاق خودشه در اتاقشم قفله، گاهی جیغ می زنه منتهی به همساده ها گفتیم از روی سادگیه ، مهدی جان هم خیلی اختلاف خانوادگی اش زیاد شده، ننجونش همه اش نگران اختلاف خانوادگی اش بود، حالا دادیم چند تا از بچه هاش رو کتک بزنن شاید اختلاف خانوادگی کمتر شد، دفعه قبل که اختلاف خانوادگی داشت، قرص ریختیم توی غذاش خوابش برد، الآن از ترس اینکه خوابش نبره، هی می ره توی خیابون اختلاف خانوادگی درست می کنه، البته چند نفر از طرفداراش رو که خیلی اختلاف خانوادگی داشتیم، کتک زدیم اختلاف شون حل شد. بیست سی نفر هم واقعا اختلاف خانوادگی شون خیلی حاد بود، طلاق گرفتن، الآن بردن دفن شون کنن.
آقا، با ناله و زاری: اختلافات خانوادگی خیلی بده، همین محمود باشه دیگه اختلاف خانوادگی نمی شه.....
در همین موقع میرحسین و سید محمد و مهدی در را باز می کنند و از خانه بیرون می روند، محمود می دود به دنبال آنها و جیغ می کشد: خاک بر سرها، بی تربیت ها، الهی بمیرین......
آقا: علی! نذار برن بیرون، اختلافات خانوادگی رو همین جا حلش کنید. توی خیابون نرن
محمود( به آقا): آقاجون! بذار برن، طوری نیست، ما گاز اشک آور داریم، هلی کوپترم داریم، همه اختلافات مون رو حل می کنیم.
محمود دوباره چهره اش توی هم می رود و داد می زند: وای! وای! پی پی دارم....
آقا: بکن جانم، بکن عزیزم، بکن عمرم، این خونه مال خودته هر جاشو می خوای پی پی کن، خودمون پاکش می کنیم، الهی قربونت برم.....
محمود شلوارش را در می آورد و می نشیند روی یک قالی ریز بافت ایرانی و در حالی که شادمانی و راحتی در چهره اش مشهود است، به فعالیت های مهرورزانه خود را ادامه می دهد.....
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

 

همینک دریافت کردم:


از اين کشتار بيرحمانه دست برداريد

 بابک تختی                                                                                                                                                      
takhti-babak-02.gif
نمی دانم در چه دوره ای زندگی می کنیم، در سیاست بین المللی هر تحقیر و توهینی را پذیرفته ایم و در مقابل مردم بی پناه روی مغول و تیمور را سفید می کنیم. کسانی که دست به گلوله می برند و فرمان جهان سوزی می دهند محکوم به شکست اند

تمام دنیا پر شده از تصاویر به خون کشیدن مردم ایران. مردمی که فقط از دروغ اشباع شده اند و تنها آرزویشان عمل به قانونی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده. اگر انتخابات بدون دستکاری برگزار می شد و منتخب مردم میر حسین موسوی به کاخ رباست جمهوری می رفت، حداکثر تحول اجتماعی به دوره ی درخشان ریاست جمهوری محمد خاتمی می رسید.

ولی امروز با کشتار بی رحمانه ی هم وطنان ایرانی این تحول بسیار بیشتر رفته. اگر هفته ی پیش با استعفای محمود احمدی نژاد می شد صدای اعتراض مردم را خاموش کرد و توقع داشت که با نجابت همیشگی اشان بر ناجوانمردی هایی که در حقشان شده چشم فرو ببیندد، امروز با شقاوتی عریانی که پیکر معصوم مردم را می درد جنین توقعی بی جاست.همانطور که میر حسین موسوی هفته ی پیش با امروز متفاوت است.او امروز به رهبری اعتراضاتی رسیده که هر روز چهره ی تازه ایی به خود می گیرد..

اشتباه گللوله بدستان این است که صلح طلبی مردم را ترسویی تفسیر می کنند. مردم آرامش طلبی که با رایشان می خواستنداز طریق مسالمت آمیز تغییرات محدود اما مهم در سرنوشتشان به وجود آورند، همانانی هستند که در جنگ با عراق با شهامت جنگیدند.

این کشتار ناجوانمردانه باید خاموش شود. حتی کسانی که دلشان نگران نظام جمهوری اسلامی است باید دست بکار شوند و عقل را به مغزهایی که فقط خشونت و کشتار را می فهمند باز گردانند. کشتن مردم برای بعضی از ددم نشان آسان است ولی روشن است نمی توانند جلو مردم را بگیرید. این جنگ که امروز در خیابان های ایران در جریان است مطالبات مردم را افزایش می دهد و پرده از چهره ی دروغینی بیشتری بر می گیرد. اینها همان مردم خودتان هستند.

نمی دانم در چه دوره ای زندگی می کنیم، در سیاست بین المللی هر تحقیر و توهینی را پذیرفته ایم و در مقابل مردم بی پناه روی مغول و تیمور را سفید می کنیم. تیمور ومغول خارجی بودند اما با آدمان قسی القلبی طرفیم که چهره ی نفرت انگیری از خشونت آن هم در برابر هموطنانشان نشان می دهند.

کسانی که دست به گلوله می برند و فرمان جهان سوزی می دهند محکوم به شکست اند. بد نیست امرزو به جای فرمانده ایی جنگ زندگی یکی دو تا از دیکتاتورها را مرور کنند. شاه از سر زمین خودمان بود. همین مردم ساقطش کردند. بقیه را هم می توانند. امیداورم تردید نکنید.


 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

همینک دریافت کردم:
شکنجه در خیابان

Torture in the streets of Khorramabad Iran


 

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

همینک دریافت کردم:

شکایت از خامنه ای به دادگاه بین المللی لاهه . روی لینک کلیک کنید و امضا کنید. 18 هزار نفر تا الان امضا کردند http://tinyurl.com/cy68mm
 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

همینک دریافت کردم:

 


اینهم عکس طرفداران احمدی نژاد در ونزوئلا کشور دوست احمدی نژاد هوگو چاوز
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Balatarin

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------

June 23, 2009 

همینک دریافت کردم: نماینده آمریکا در کنگره در دفاع از ندا

 

Her Name Was Neda. Congressman McCooter

http://www.youtube.com/watch?v=nj62b1y4SWw Balatarin