چشمانت را دیدم، چشمانت
را روز سی اُم خرداد دیدم، درست بیست و هشت سال پیش. نمیدانم داستان آن روزها را
که روی همین دیوار نوشته بودمشان خوانده بودی و میدانستی که یکسال پیش از آنکه
چشمان زیبایت به این جهان باز شود، سی اُم خرداد دیگری هم بوده است؟ نمیدانم آیا
از استادت، پدرت، مادرت، یا یکی از خویشانت که از مردم آن سالها بوده باشد، پرسیده
بودی سی اُم خرداد چه روزی است؟
مزدک بامدادان
به من مسئولیت داده شده است که
به دنیا بگویم در ایران چه اتفاقی دارد میافتد. ستاد آقای میرحسین موسوی، کسی که
مردم ایران میخواهند او رئیس جمهورشان باشد، از من خواستهاند که این کار را انجام
دهم. آنها از من خواستهاند که بگویم که چطور ستادهای آقای موسوی توسط افراد لباس
شخصی مورد تهاجم و تخریب قرار گرفت. از من خواستهاند که بگویم چطور فرماندهان
نظامی به او دستور دادهاند که باید ساکت بماند. از من خواستهاند که به مردم بگویم
در خیابانها باشند، چرا که سیستم اطلاع رسانی مختل شده. روز شنبه بیست ژوئن دو هزار و نه
بسم الله قاصم الجبارین
به
آوازه خدایی که درهم کوبنده زورگویان است
رهبر مذهبی دروغگو به تعریف اسلامی که حضرت محمد آورده یعنی مشرک.
رهبر مذهبی دروغگویی که جباریت پیشه کرده و دستور کشتن مردم را صادر می کند یعنی
مشرک محارب.
در
اینصورت بر همه مسلمانان وظیفه هست که با این مشرک جبار محارب یعنی علی خامنه ای
بطور جدی جهاد کنند.
کشته
شدگان این جنگ بطور مسلم و حقیقت شهید تلقی می شوند.
اگر
اسلام دین آخر و همیشگی است آنگاه این امر (جهاد) بر همه مسلمان وظیفه و واجب
است
گر شعله های خشم
وطن / زين بيشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود
هرجا دروغ يافته
ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود
سيمين بهبهانی
این
ویدئو را هر ایرانی که نه هر انسانی باید ببیند و برای سرنوشت خودش و
فرزندانش و سرزمین و جهانی که در آن زندگی می کند، نگران باشد. این دیوانگان را
باید سرجایشان نشاند
آقای عزيز! تا
مرگ نرسيده است و دچار نفرين ابدی مردم نشديد، حرف تان را پس بگيريد و بگذاريد همان
خامنه ای معمولی باشيد، آدمی که مردم او را يک آدم بی قدرت، پر کينه و بدون موضع
مشخص می دانند، يک رهبر ضعيف که شايد بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنيد که ادای
بزرگتر از خودتان را در بياوريد و دستور کشتن بدهيد، ما باورتان نمی کنيم، شما اين
کاره نيستيد برادر. مردم هم اينقدر ترسو نيستند، مردم ايستاده اند و اگر باد بکاريد
توفان مردم را درو خواهيد کرد ابراهيم نبوی
کودتایی که از سالها
پیش در شرف انجام بود، بالاخره در 23 خرداد به عریان ترین شکل خود را به نمایش
گذاشت. عملیات تدارکاتی این کودتا از سالها پیش شکل گرفته بود. ترور سعید حجاریان،
اشغال باند فرودگاه امام توسط تانکهای سپاه و حکم حکومتی رهبر در توقف لایحه
مطبوعات به مجلس ششم اولین نشانه ها و آزمایشها برای سنجش میزان توانایی و مقاومت
رقیب بود و در ضمن اولین گامها در تدارک قدمهای بعدی.
گرچه امروز مهندس موسوی به
گونه ای نمادین و موقتی در مقام رهبری مقاومت جنبش خودجوش مردم قرار گرفته، اما
ایشان نه کاریزمای لازم و نه مقبولیت کافی برای نگاه داشتن مردم معترض در خیابانها
و پیشبرد جنبش برای مقابله ی فردا را دارد. جنبش اعتراضی امروز در خیابانها بسیار
فراگیرتر از ظرفیت رهبری سیاسی مهندس موسوی است. مهندس موسوی به تنهایی توان هدایت
جنبش و گسترش دادن آن برای مقابله با رهبری نظام و چالش موقعیت ایشان را ندارد.
رضا فانی یزدی
جمعه بيست و دوم خرداد روز با شكوهي بود . همه بودند . آنها كه هميشه مي آمدند و
آنها كه هرگز نيامده بودند . همه محترم بودند. هيچكس خس نبود ، خاشاك نبود .
.... برج آزادی که پیدا میشود شعارها هم شروع میشود. بسیار
خودجوش است و جمعیت چنان زیاد است که امکان ندارد همه یک شعار بدهند. شعارها
دامنهی برد دارد و هنگامی که شعار میدهند صدای کسانی را که دورترند نمیشنوند.
وقتی بس میکنند شعار را میشنوند و اگر خوششان بیاید همراهی میکنند. گاهی گروهی
در مرز یک دامنه به دامنهی دیگر ملحق میشوند. خیلی دلپذیر است که هیچ بلندگویی
نیست که کسی بگوید و دیگران تکرار کنند. همواره یکی شروع میکند. یا میپسندند و
ادامه میدهند یا بازارش کساد میشود، یا تذکر میدهند که این خیلی تند است یا خارج
از برنامه است. چیزهای جدیدی میشنوی. شعارهایی که فقط در یک جمع چند میلیونی
بامعناست: «هالهی نور رو دیده / رأی ما رو ندیده»
بردیا
این اتفاق شوم خاطره ای را در
ذهنم تداعی کرد. مرداد ماه 1376 بود و من به همراه دیگر اعضاء وقت شورای مرکزی دفتر
تحکیم وحدت به دیدار آقای خامنه ای رفتیم تا در دیداری خصوصی به طرح مسائل کشور و
ضرورت اجرای برنامه های خاتمی صحبت کنیم. در خلال صحبت ها ، ایشان انتقاد کرد که
برخی از اعضای انجمن های اسلامی، آن طور که لازم است در خط نظام و ارزش های انقلاب
نیستند. ما در پاسخ گفتیم که آنها منتخبان دانشجویان هستند و ما در گزینش آنها نقشی
نداریم. بعد ایشان با کمال صراحت و بدون هر گونه پرده پوشی گفت :" این حرف ها را
بگذارید کنار، اگر ما می خواستیم بر مبنای انتخابات و نظر مردم عمل کنیم که نظام تا
کنون این مسیر را نیامده بود، کسانی که در چهارچوب ارزش ها نیستند را رد صلاحیت
کنید" آن روز هرگز فکر نمی کردم که زشتی این حرف به وقاحت امروز گسترش یابد! که
آشکارا در روز روشن و در برابر چشمان مردمی که مشارکتی چشمگیر در انتخابات داشته
اند، آراء شان را سلاخی کنند.
علی افشاری
خمینی
در سال 60 یک بار به صراحت اعلام کرد «اگر 36 میلیون نفر بگویند آری من میگویم
نه»! او دایرهی قدرت ولایت مطلقه فقیه در نظام جمهوری اسلامی را بی پرده بیان
میکرد. امروز خامنهای از همان رهنمود خمینی استفاده میکند. جناحهای رژیم و به
ویژه پیروان «امام راحل» نباید از این مسئله گلهای داشته باشند. چنان که از ظواهر
امر بر میآید، کودتای سوم رژیم نیز با موفقیت به کار خود پایان خواهد داد. آنهایی
که تا دیروز شیادانه حکومت احمدینژاد را محصول سیاست تحریم انتخابات معرفی
میکردند امروز بایستی پاسخ دهند با وجود مشارکت فوقالعاده مردم در نمایش
انتخابات، ادامه حکومت احمدینژاد محصول چیست؟
در پی اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
ایران، منابع خبری از بروز درگیری در یکی از میادین شمال شهر تهران میان حامیان
محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی خبر داده اند، همچنین
گزارش هایی از ناآرامی مقابل ساختمان وزارت کشور ایران منتشر شده است که خبرگزاری
آسوشیتدپرس آن را "جدی ترین ناآرامی یک دهه گذشته در تهران" خوانده است.
میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای تازه، با اذعان به "رنجش عمیق" طرفدارانش از
آنها خواسته "هیچ فرد یا گروهی خود را در معرض صدمه قرار نداده آرامش و متانت خویش
را از دست ندهد و همگان در هر حال حساب خود را از هر گونه رفتار خشونت آمیز جدا
نمایند."
او همچنین از نیروی انتظامی خواسته است "با درایت مردم را از خود دانسته احساسات
آنها را در این شرایط درک کند."
یک منابع آگاه از بروز درگیری هایی در خیابان دانشگاه در شهر زاهدان خبر داد. بر
اساس اخبار دریافتی، نیروی انتظامی چند نفر از طرفداران میرحسین موسوی را که در
تجمعی در این خیابان حضور داشتند بازداشت کرده است.
همچنین تصاویری از راهپیمایی هزاران نفر از طرفداران میرحسین موسوی در خیابان های
تهران در سایت های اینترنتی مختلف منتشر شده است که در آن حامیان آقای موسوی با
دادن شعار خواستار بازپس گیری آراء خود شده اند.
ملت ما اجازهی تشکیل حزب و گروه و جمعیت ندارد. کانون نویسندگان ایران چهلساله شد
و هنوز مجوز رسمی نگرفتهاست! در کشورهای دموکراتیک، نمایندگان یا روسای جمهور را
احزاب، یعنی مردم تعیین میکنند و به میدان رقابت میفرستند.
در کشور ما عکس این است. یک جمع کوچک صلاحیت آنان را تصویب میکند، آنگاه مردم مکلف
میشوند که برای ایشان تبلیغ کنند!
من یک صدای تنها هستم، در حد خانهیی که در آن سکونت دارم. اما اختیار تفکر و تشخیص
خودرا در دست دارم. با همین صدای تنها میگویم که این گونه انتخاب را درست نمیدانم و
به هیچ یک از نامزدها رای نمیدهم.
جناب آقای جنتی خاطر مبارک هست، حتماً هست، زمانی که فیلم مارمولک ساخته شد
جنابعالی بدون اینکه آن را دیده باشید و صرفاً بر اساس شنیده ها درباره آن چه
گفتید؟
شما مارمولک را فیلمی موهن و زشت برشمردید، به تبع شما دیگر یاران و برخی از هم
صنفان شما سازندگان آن را ضد انقلاب، عامل صهیونیست ها، باج بگیران کاخ سفیدخطاب
کردند و رؤسای دادگاه های وقت مشهد، اردبیل، تبریز، رشت در صدور حکم دستگیری و
بازداشت با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند.
آن فیلم کدام شخصیت روحانی، کدام مسئول، کدام صاحب قدرت را مگر نشانه رفته بود که
این چنین همه برآشفته شده بودید. که فریاد وا اسلاما، وا روحانیتا بر آسمان رفته
بود. این روزها جنابعالی اگر نه به عنوان یک شهروند که حتماً به عنوان ناظر بر
انتخابات فیلم ها و مناظره های انتخاباتی را می بینید که باید ببینید به اقتضای
شغلی که بابتش مسئولیت دارید.
نظر مبارکتان چیست، آبروی روحانیت نمی رود، آبروی انقلاب به بازی گرفته نمی شود،
سهم امام اسباب مسخره نمی شود، آبروی مسلمین (که از خونشان مهم تر است) اسباب کسب
قدرت نمی شود.
در مورد مناظره
انتخاباتي امشب احمدي نژاد – موسوي از فردا تحليل هاي گوناگوني منتشر خواهد شد ولي
به نظر مي رسد يكي از اولين نتايجي كه از اين مناظره حاصل شد حس بي اعتمادي است كه
در جامعه نسبت به كليت نظام و مديران آن به وجود آمد.
اين احساسي است كه حتي اين دولت را هم در بر خواهد گرفت و اين سوال را مقابل دولت
نهم مطرح خواهد كرد كه با وجود نظارت امام و رهبري در 30 سال گذشته در كشور و وجود
دستگاه هاي عريض و طويل نظارتي و قضائي اين همه مفسد پيدا شده است از كجا معلوم كه
تيم دولت نهم فاسد از كار در نياييند !؟
آيا خود دولت نهم از چنين لغزش هاي مبرا است و ممكن نيست روزي انگشت اتهام به سوي
مديران دكتر محمود احمدي نژاد دراز شود . ايشان امشب گفت:
" من يكي از مديران را كه سردار سپاه بود و وارد فعاليت هاي اقتصادي
شده بود را بعد از اينكه به ثروت رسيد وارد دولت كردم "
جنابعالی و همه کسانی که در طول 30 سال گذشته در
مصدر امور قرار گرفته اند ،فراموش نکرده اند که در ابتدای انقلاب با حداقل تجربیات
مدیریتی و اجرائی این امکان را یافتند تا در مصدر امور قرار بگیرند. اما اکنون که
30 سال از انقلاب می گذرد شورای نگهبان منصوب شما بکمک ابزار ضد جمهوریت نظارت
استصوابی ،حتی افرادی را هم که از 30 سال تجربه و سابقه درخشان برخوردار و واجد
شرایط و صلاحیت های مذکور در قانون خود تصویب کرده هستند ،از امکان کاندیداتوری
برای سمت های انتخابی محروم می کند! بدیهی است مادامیکه شورای نگهبان به عنوان قیم
ملت با غربالی بنام نظارت استصوابی که منافذ مشبک آن روز به روز ریزتر از گذشته می
شود ،حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملت 70 میلیونی را به اعضای یک کلکسیون چند نفره
محدود می نماید ، جمهوریت نظام بیشتر به یک شیر بی یال و دم و اشکم شبیه است تا
جمهوریت به عاریت گرفته از جوامع مدنی! به همین دلیل انتخابات ریاست جمهوری در
ایران نه تنها در حد استانداردهای بین الملی نیست بلکه حتی با استانداردهای
انتخاباتی کشورهائی نظیر پاکستان ،زیمباوه و افغانستان هم قابل مقایسه نمی باشد!
اگر واقعا سرنوشت محتوم ملت ایران این است که همواره آزموده ها را بیازمایند و از
میان یک ملت بزرگ 70 میلیون نفری ،تنها سوگلی های دائمی قدرت که کارنامه درخشانی هم
از خود برجای نگذاشته اند ،استحقاق نامزدی ریاست جمهوری را دارا شوند باید به حال
این ملت گریست!
بايد علي الاصول به این
موضوع اشاره کرد که در انتخابات کشور ما ایران ، افراد و شخصیت هاي لايق که در
جامعه نام و کرداري نيک از خود بر جاي گذاشته اند، نمی توانند از فیلترشوراي نگهبان
رد شوند و عملا قادر نخواهند بود تاثیر پذیر در جامعه باشند . چنانکه میدانیم و در
جامعه بخوبی مشهود است. پوپولیسم موجود در جامعه توده ای و رهبران آن ، کشور را لب
پرتگاه نیستی قرار داده اند ؛ لذا بايد در شرايط واقعاً موجود راه حلي يافت و با
واقعيات درگير شد.
البته مردم از ادعاها و شعارهايي که در گذشته و به ويژه در دوره انتخابات قبلي مطرح
بود و ميزان تحقق اين ادعاها، عبرت گرفته اند و ديگر انتظار معجزه ای هم ندارند. .
در آخرین روزهاي باقي مانده به انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باید امیدوار بود
بستري براي مطرح کردن شعارهاي اغراق آميز و وعده هاي عوامفريبانه از سوي کانديداها
فراهم نشود تا کاندیداها نتوانند وعده هايي پوپولیستی بدهند که از عهده شان خارج
است. باید امیدوار بود تا جامعه سياسي ايران به تدريج از دسته بندي هاي صوري خارج و
به سمت عقلانيت، برنامه هاي عيني تر و تفضيلي تر حرکت کند.
بهار با همه
ی زیباییهایش، با نشاطی بی همتا، نم نمک از ما عبور می کند و بر بستر ِ طبیعت، گل و
گیاه را چون تنپوشی سراسر سبز با نگارهای رنگارنگین، در دیده و دل شناور می کند و
آهسته آهسته نطفه ی تابستان را در خود به بلوغ می رساند و در اوج رنگارنگی ِ طبیعت
و بار و بر ِ سبز، بر درختان و بوته ها، تابستان را می زاید.
خرداد ماه واپسین ماه بهار است
خود اوج است و در اوج بهار است احمد
پناهنده
اكثر روزنامههاي كشور از جمله
همشهري، جام جم ، اطلاعات و ... از 29 اسفند تا 15 فروردين منتشر نميشوند.
مدیران رسانههای کشور ما کی میخواهند از خواب غفلت بیدار شوند و به اين نتيجه
برسند كه در دنياي امروز نميتوان براي مدت طولاني ( آنهم 17 روز) رسانه را تعطيل
كرد و خود را با مهملات خودسرگرم کننده، جامعه را از پوشش خبری محروم کرد. کی باید
متوجه باشند که حتی در روز تعطیلی رسمی مثلا جمعه هم باید نشریات منتشر و ( حتی با
تیراژ کمتر ) در اختیار مردم قرار گیرد.تجربه نشان داده است که مردم درایام تعطيل
بيشتر به روزنامه و هفته نامه ها نيازداشته چون وقت زيادي براي مطالعه دارند.
فرشید یاسائی
در جامعه مدنی شهروندان ( با ابعاد سیاسی ، اجتماعی و مدنی ) حق
خواهند داشت . دست به تظاهرات اعتراضی زنند ، از آزادي قلم ، بيان و انديشه و حق
آزاد سامان دادن به تشکلات مورد علاقه خویش برخوردار بوده و دیگر آنکه حق مشاركت در
روندهاي سياسي جامعه (حق رأي دادن و نامزد شدن در انتخابات) را نیز دارند. و این
تصورات خارج از درک دیکتاتوری است. طبیعی است در جوامعی که شهروند درجه یک و دو
وجود دارد. تمایزی است بین شهرنشینان و شهروندان . قشری دارای حقوق ویژه (روحانیت)
می باشند. حقوق شهروندی ( در ایجاد تشکیلات و..) دائما مورد تعرض و تعدی و تهدید و
ممنوعیت است. جامعه از آرامش برخوردار نیست و ملتهب و عصبی است که مسئولیت آن را در
درجه اول با مسئولان سیاسی و حامیان حکومت اسلامی است. دیگر آن نیرو و افرادی که
قبای اصلاح طلبی پوشیده اند و با داشتن درد و دغدغه اسلام ( ایدوئولوژیک ) نمی
دانند چه سیاستی را با چه سیاستی ممزوج کنند و با اتخاذ ملغمه ای از دموکراسی (( "
مردم سالاری " خود درآوردی )) و بینش اسلامی ، عملا - از ابتدا - به روند جامعه
مدنی وشهروندی یاری نرساندند و جامعه را (مشترکا با بنیادگرایان ) به شهرنشینی توده
ای و امت پرستی عادت داده اند.
تاریخ ساسانیان به دلائل سیاسی و جنگ با روم، هیچگاه
از تاریخ کشورهای کوچک آرام ی ـ عرب ی که در نواحی شام پدید می آمد،
از قبیل
«نبطیان»،
«تدمریان» و غیره ... جدا نیود. اما در اواخر قرن سوم میلاد ی همه ی این تمدن های
کوچک نابود شد ند و جا ی خود را به اعراب « غسان ی» دادند که دست نشانده ی روم و
دشمن سر سخت ایران بود.
ساسانیان نیز در مقابل اعراب غسان ی ، اقوام « لخم ی» را در نزدیک ی پایتخت خود، جا
ی دادند. این قوم (لخمی ها) نخست در خیمه ها زندگی می کردند ولی به مرور زمان
اردوگاه شان در سه مایلی کوفه تبدیل به یک شهر کوچک به نام «حیره» شد. (کلمه ی حیره
اصلا ً سریانی و به معنای اردوگاه است).
مباحث آقای خاتمی
در " چهارمین نشست تبیین مبانی
اصلاحات"به خودی خود معلوم می سازد که ذهنیت اصلاح طلبان دولتی از چه
مغالطات و پیش فرض های خطرناکی تشکیل شده و چراست که امید بستن به ایشان جز
خذلان و خسران حاصلی نخواهد داشت. حال آنکه، با بکار بردن روش «برهان خلف»،
و از راه دين، می توان به آقای خاتمی و همفکرانش (همۀ آنهایی که دین و دولت
را به هم گره زده اند و برای خود و دوستان شان فرصت های اجتماعی را تقسیم
می کنند)، تبیین نمود که چرا فکر ایشان از اساس باطل و خطرناک است و می
تواند کشور را به نابودی سوق دهد.
بدیهی است که انگیزه ی کورش دوم ("کورش کبیر") از لشکرکشیها و
کشورگشاییهایش، مانند هر امپراطور دیگری در آن عصر، چیره شدن بر سراسر جهان، تاراج
گنجینههای افسانهای دولتهای بزرگ، به زیر کشیدن و خراجگزار کردن ملل دیگر بوده
است. و برای رسیدن به این هدف که در مدت زمانی کمتر از بیست سال حاصل میشود، با
پنبه و تیغ سر رقیبان، فرمانروایان و مردمان مغلوب را میبریده و هرگونه مقاومت و
نافرمانی پادشاهان و سرزمینها را اگر که زورش میرسیده، به شدت سرکوب میکرده است.
در این مقاله بیشتر سعی ام برآن است تا به واکاوی جریانی بپردازم که در حال
حاضر مانند قارچی سمی در جامعه ما در حال رشد است و روز به روز از مراکز و افرادی
که داعیه دار آن هستند، افزوده می شود. بدیهی است تلاش کسانی که به گسترش معنویت و
بازآفرینی ارزشهای مثبتِ مکاتب و سنت های عرفانی می پردازند در جای خود قابل تقدیر
است . ازطرف دیگر سطح زیستی و معرفتی این افراد چنان با شیوه زیست و سلوکِ عرفان
گرایانِ مبتذل در تعارض قرار دارد که هر گونه تلاش برای یافتن ویژگیها و علائم
مشترک قریب به یقین راه به بیراهه خواهد برد. تلاش من در این مقال تنها معطوف به
آسیب شناسیِ گونه ای زیستِ فردی و جمعی و چرائی – چگونگی آن چیزی است که در میان
مدعیانِ عرفان گرائیِ مبتذل و عامه پسند نمود می یابد. م. نصیری
یکی از
عمده ترین عواملی که باعث گشته آخوندها در ایران قدرت سیاسی را به دست بگیرند و آن
را منحصرا به خود اختصاص دهند، این است که مردم ما (عمدتا مسلمان ها) چیزی از قرآن
نمی دانند. یعنی اگر مردم قرآن را می دانستند مطمئنا آخوندها نمی توانستند با شبهه
سازی از قرآن موضوع من درآوردی "ولایت فقیه" را وارد قانون اساسی "جمهوری اسلامی"
کنند. از اینرو است که من معتقدم ما هر چه بیشتر به این مسئله بپردازیم بیشتر
روشنگری می شود.
احمد گفت: اگر این چنین است پس چرا تو با اکبر گنجی و یا سروش که از قرآن تحلیل
متفاوتی را ارائه داده اند، مخالفت می کنی؟
گفتم: برای اینکه تحلیل آنها هر برداشتی را از قرآن باطل می سازد. یعنی اینکه دیگر
ما نمی توانیم با قرآن آخوندها را زیر سئوال ببریم. چراکه قرآن در آنصورت (در جایی
که بقول گنجی خودش پر از اشتباه و خطا است) نمی تواند برای نقد آخوندها و اینکه
بخواهیم با آن آخوندها را از اریکه قدرت پایین بیاوریم، مورد استناد قرار گیرد. در
واقع خوب که بنگری می بینی آخوندها با تحلیل سروش و گنجی می توانند از بسیاری از
دخالت های نا بجایی که در دین کرده اند و بر آن اساس دست به ظلم و جنایت زده اند،
فرار بکنند.
می خواهم بگويم که، به اعتقاد من، بيشترين جريانات اصلاح طلب، چه در
داخل کشور و چه در وجه «اعزامی» شان در خارج کشور، تنها به «مصلحت نظام» فکر می
کنند و اعضاء بی مأموريت و بی جيره و مواجب «مجمع تشخيص مصلحت نظام» هستند. به همين
دليل هم هست که اکثريت شان از دل دستگاه های سرکوبگر رژيم بيرون آمده و به اردوی
اصلاح طلبان پيوسته اند؛ چرا که هر يک در زمانی خاص دريافته اند که، با دور شدن از
تب دوران انقلاب، اعمال سرکوب های گسترده به نارضايتی توده ها می انجامد و، در
نتيجه، عليه «حفظ کيان جمهوری اسلامی» عمل می کند. به کلامی ديگر، اگر روزی هم برسد
که در چشم آنان بازگشتن به سرکوب و محو آزادی ها متضمن «حفظ کيان جمهوری اسلامی»
باشد، آنان براحتی در تأئيد آن خواهند نوشت و سخن خواهند گفت.
شما اگر کشورهایی چون فرانسه و انگلیس را استثنا
کنید، سایر کشورهای غربی، جدیدند. مثلاً امریکا و حتّی کشوری چون آلمان نیز جدید
محسوب می شوند. در همسایگی ایران نیز این کشورهای تازه تاسیس کم نیستند. کشورهایی
همچون پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، ترکیه، عراق و ... اما
ایران یک کشور متفاوتی است، دارای تاریخ و فرهنگی کهنسال است. قد و قامتش آنچنان
بلند است که با این کشورهای جدید، اصلاً قابل قیاس نیست.
(بخش نخست)(بخش دوم) (بخش سوم) (بخش چهارم و پایانی)
«یک وقت آقای مطهری از من پرسیدند نظرم راجع به شعر
مولوی چیست. گفتم: اصولِ اصولِ اصولِ دین است.
... من در این مقاله برآنم تا ثابت کنم پای ایشان (نسبت به پیامبر و ائمه)
نه فقط در رفتار بلکه در گفتار نیز لنگ است و بر این گفته او که «مولوی
اصول اصول اصول دین است» ایرادات بسیاری وارد است.
پايهگذاری
سياست اتحاد دين و دولت در ايران قبل از اسلام به اردشير ساساني نسبت داده شده است.
برطبق روايت طبری
خاندان اردشير متولي آتشکده ناهيد در استخر فارس بودهاند، و طبيعي است هنگامي که
اردشير به قدرت رسيد در پي اين بوده باشد که دين مزديسني را که در زمان اشکانيان در
کنار حکومت قرار داشت با حکومت يکي سازد و از آن به عنوان حربه سياسي بهره برد.
عامل اجراي اين سياست از زمان اردشير به بعد موبدی زردشتی به نام کرتیر
بوده که در مدت سلطنت شش پادشاه (اردشير تا نرسه) ميزيسته است.
نوشته زنده یاد استاد احمد تفضلی
دکتر احمد تفضلی. ایران شناس برجسته ، محقق با اعتبار زبان
های کهن ایرانی. استاد مسلم زبان پهلوی. شخصیتی جهانی که در تاریخ بیست و سوم
دی ماه سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، در جریان قتل های زنجیره ای در میهن خویش
به دست مأمورین "جمهوری اسلامی" به قتل رسید.
ما با سخن امام فخر رازی کجا می توانیم از قرآن و متون عرفانی و
بویژه شعر حافظ نکته معرفت دریابیم؟ قرآن کجا و سخن امام فخر رازی کجا! می خواهید
از قرآن تقدس زدایی کنید که دست آخوند ولایت طلب را از آن کوتاه سازید چرا سرنا را
از ته گشادش می دمید؟
همانگونه که پیش زمینه فکری "سکولاریسم" در اروپا با ظهور
مارتین لوتر(1546م- 1483) ، کشیش اصلاح طلب آلمانی، و مکتب اعتراضی او از دل مذهب
مسیحیت بوجود آمد، ما نیز باید با نقد کلیت "اسلام سیاسی" و دامن زدن به یک نهضت
خردگرایی از درون خود اسلام (مشابه آنچه معتزله در گذشته کردند)، اساس یک جریان
دینی اعتراضی را که با اندیشه "سکولاریسم" سازگاری داشته باشد، پی ریزی کنیم.
حوادثی که چندی پیش در پی بیان نطق سردار جعفری فرمانده سپاه در
همایش مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها در حمایت از دولت احمدی نژاد و نمایندگان
اصولگرایان در ایران رخ داد تا به حال نحسی های فراوانی را به دنبال خود پدید آورده
است. منجمله مرگ «آیت الله» توسلی در جلسه شورای تشخیص مصلحت و دستگیری مدیر مسئول
سایت نوسازی ، حسین نوبختیان، که با انتشار مطلبی علیه سید حسن خمینی نوه بنیانگذار
«جمهوری اسلامی» تحریکاتی را سبب ساز شد. بررسی این حوادث و مسائلی که در حواشی
آنها پدید آمد حاوی نکات آموزنده ای است که فکر می کنم توجه به آنها خالی از عبرت
نباشد. حسین میرمبینی
" از اینها گذشته اگر همین فردا شب خدای ناکرده یکی از شماها به
سراغ تله ویزیون متروکه رفتید و روشنش کردید و بجای برنامه های البته متنوع موعظه و
سینه زنی و نوحه خوانی، عکس مرا بر صفحه تله ویزیون دیدید که در حضور قاضی شرع و
خبرنگاران عرب و عجم مثل شاخ شمشاد روی صندلی نشسته ام و به قول جوانان پیشتاز
مشغول افشاگری ام و شرح و توصیف خیانتها و جنایتهائی که مرتکب شده ام و دروغهائی که
در سی چهل سال اخیر تحویل خلق الله داده ام و تماسهائی که با دبیر اول سفارت شوروی
یا مستشار سفارت امریکا داشته ام و پولهائی که بابت جاسوسی گرفته ام و از این قبیل
حرفها...
باید بنشینیم بر سر سنت و به موقعیت و نوع مناسبت خودمان و سنت مان
با دنیای مدرن بیندیشیم. اگر تجربه مدرنیزاسیون ایران کاملاً موفق نبود، دلایلش را
باید در جای اساسی تری جست وجو کرد و فقط به پای سنت ننوشت. آنچه که ما در دوره
مشروطه اهمیت دادیم، استقلال بود نه دموکراسی و نه آزادی های فردی. ما در واقع به
جهت مشکلات تاریخمان دموکراسی را در انقلاب مشروطه قربانی کردیم .
سال ها پیش از آنکه رضاشاه، رضاشاه شود، آزادی در پای درخت استقلال
ایران قربانی شده بود. حکومت او برآمد چنین شرایط تاریخی بود، نه عامل آن. ما باید
بیاموزیم که موقعیت خودمان را درست تعریف و برآورد کنیم.
زنده یاد سعیدی سیرجانی
سال هشتاد و دو به پیشنهاد دولت سوریه و تصویب سازمان یونسکو به تجلیل از معاویه
بن ابی سفیان اختصاص یافته است و قرار است بدین مناسبت مراسم باشکوهی در دمشق و
دیگر پایتختهای جهان برگذار شود، دولت ما از من هم دعوت کرده است تا با تهیه
مقاله ای تحقیقی در توصیف عظمت مقام معاویه و خدماتش به عالم اسلام در آن مراسم
شرکت کنم.
برگرفته از کتاب " ای کوته آستینان"